یافتن پست: #دست

amir reza
amir reza
اگر ما (( بي دل و جان )) هستيم ؛ دست کم نسبت به زندگي چنين نيستيم ؛ بلکه ؛ اکنون با همهء انواع (( تمنيات )) روبروييم .
با خشمي ريشخند آميز در آنچه (( آرمانها )) مي ناميمشان ؛ در حال غور و تامل هستيم.
ما خويش را خوار مي شماريم تنها از آن رو که لحظاتي وجود دارند که نمي توانيم آن انگيزش نامربوطي را که (( آرمانگرايي )) نام دارد ؛ مهار نماييم.
تاثير نازپروردگي بيش از اندازه ؛ نيرومند تر از خشم فرد بي دل و جان است .
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 17:56
+2
☺SAEED☻
☺SAEED☻
سلام

به داداش های گلم خوبید



باشما نبودم دخمل ها با داداشام بودم خودتون رو .... نکنید

چه خبر

شنیدم هنوز کسی جیگر کل انداختن رو نداره

پس درست شنیدم

خوب عیبی نداره

از قدیم یادمه میگفتن



پسرا شیرن مثل شمشیرا دخترا بادکنکن دست بزنی میترکن
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 17:14
+8
-2
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
چگونه دست دلم را بگیرم ودر کنار
دلتنگیهایم قدم بزنم
در این خیابان
که پر از چراغ و چشمک ماشینهاست ...{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 15:28
+1
benyamin
benyamin
دوستان عزیز توجه بفرمایین وقتی فین میکنین وسط دستمال رو نگاه نکنین کمتر گزارش شده که کسی مروارید فین کرده باشه !{-20-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 15:24
+2
hadith
hadith
نصیحت یك شوهر به همسرش:
هر وقت تو دستشویی یه سوسك دیدی فورا با دمپایی نكوب تو سرش.... بی توجه از بغلش رد شو این از صد تا فحش هم بدتره...{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 00:34
+6
zahra
zahra
خدایا در این شب‌های نزدیک به عید سرِ هیچ کودکی را گرسنه بر بالینش و حسرت خرید لباس عید رو بّر دلِ هیچ کودکی در سرزمینم نگذار...
8 دیدگاه  •   •   •  1390/12/12 - 22:43
+23
mitra
mitra
ای آدمها

زمین چقدر به شما مى آید

اگر جاذبه هم نبود

شما دست از سقوط نمى كشیدید
دیدگاه  •   •   •  1390/12/12 - 22:41
+10
سحر
سحر
آخـــه نـــــــــــامرد به دستِ شکستَش رحم میکردی |:
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/12 - 22:38
+14
amir reza
amir reza
هیچگاه در مرداب زندگی دست و پا نزن زیرا با این کار فقط به غرق شدن خود کمک می کنی!! برای نجات یافتن از این مرداب تنها راه، فکر کردن و تصمیم درست در راستای آن فکر است.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/12 - 22:36
+4
reza
reza
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق

تقصیر چشمای تو بود ‌‌‌، وگرنه ما کجا و عشق ؟

سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت

بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت

تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس

تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس

عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم

وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم

یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم

همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم

قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/12 - 22:08
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ