یافتن پست: #دست

مهسا
مهسا
دستانمـ رآ که مے گیرے مَن دیگر از آنِ خود نیستم! حرارتمـ به اوج مےرسد! ... و نمیدانم که این از شرم است یآ تصور روزهآیے که باید نبودتـــ را لمس کنمـ!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 20:32
+4
mina_z
mina_z
تركه داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كلة ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بندة من، حالا ديگه بدبخت شدي!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 20:09
+4
ebrahim
ebrahim
واسه پسرعمه‌ی بزرگم رفتیم خواستگاری دختره با یه تیریپ بسیار فجیعی که اصلا در خاندان ما رسم نبود خیلی انتحاری در همون ابتدا اومد زارت نشست پیش پسرعمه‌م، بابام آروم بهم گفت اینا با هم دوست بودن؟ من گفتم نه ، این حرفا چیه! بعد از چند دقیقه یهو پسر عمه من کله رو انداخت پایین رفت از سالن بیرون، وقتی برگشت پدر دختره گفت کجا رفته بودی رضا جان؟ اینم گفت رفتم دستشویی دستام رو بشورم، یهو بابای من گفت مگه بلد بودی دستشویی کجاست؟!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 19:07
+4
مهسا
مهسا
لیوانو من بشکنم: دستو پا چلفتی...، مامانمون بشکنه: قضا بلا،..... بابامون بشکنه: این لیوان این جا چیکار می‌کنــــــه !!!{-11-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:51
+4
mina_z
mina_z
اگه عادت کنی وقتی دستشویی میری درو قفل کنی حتی وقتی تنهایی ناخوداگاه درو قفل می کنی! اینه درد عادت کردن مواظب باش به بعضی ها عادت نکنی !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:45
+4
رضا
رضا
خلاصه بهاری دیگر بی حضور تو از راه می رسد،... و آن چه که زیبا نیست زندگی نیست روزگار است، گل نیلوفر مردابه ی این جهانیم و به نیلوفر بودن خود شادمانیم
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:23
+1
مهسا
مهسا
فردا نه...... چندساعت بعد هم نه.......... چندثانیه هم نه همین الان...... برای مادرت یه کاری بکن......... ...اگر زنده است دستش را........ اگر به آسمان رفته است ....قبرش را اگر پیشت نیست، یادش را.......... اگر قهری ، چهره اش را اگر آشتی هستی، پایش را.... ببوس.......{-41-}{-41-}{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:19
+3
sasan pool
sasan pool
نکته ی جالب اینجاست که موتور 206 تیپ پنج که دهه ی 90 طراحی شده و از سیستمهای بسیار پیشرفته از جمله انژکتور استفاده می کنه با موتور 1.6 لیتر 110 اسب قدرت تولید می کنه و نسبت توان به ازای هر لیتر برابر 68.7 اسب برای هر لیتر داره ولی 404S که 3 دهه قبل از 206 طراحی شد با حجم یکسان 1.6 لیتر 115 اسب تولید می کرده که نسبت توان به ازای هر لیتر برابر 71.8 داشته که در نوع خودش بی نظیره. جالب تر از همه اینکه مهندسان پژو اول به رقم بیش از 125 اسب بخار رسیدن! ولی نهایتا این تصمیم گرفته شد که این ماشین با 115 اسب قدرت به فروش برسه. مشخصات فنی این مدل به طور کامل منتشر نشد و فقط چیزایی که گفتن می نویسم: کد موتور: XC5S موتور 4 سیلندر خطی با شعاع سیلندر 84 میلی متر و کورس پیستون 73 میلی متر حجم موتور 1618 سی سی مجهز به دو کاربراتور Weber 40 DCO E2 نسبت تراکم موتور 9.4 به یک حداکثر قدرت 115 اسب در 6500 دور در دقیقه حداکثر گشتاور متاسفانه ذکر نشده گیربکس 4 دنده دستی ضریب دنده چهار 1.00 ضریب دیفرانسیل 4.2 .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 16:24
+8
sasan pool
sasan pool
تاریخچه کوتاه از کوچولوی دوست داشتنی فرانسوی.(پژو 404 ) پژو ۴۰۴ (Peugeot 404) خودرویی است که در سال‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۵ (اروپا) ۱۹۹۱ (کنیا)تولید شده‌است. طراحی آن خودروهای موتور جلو-محور عقب بوده ‌است. سیستم جعبه‌دندهٔ آن ۳ دنده به دو صورت خودکار و دستی است. . یکی از مدلهای 404 که به نظرم زمان خودش ماشین فوق العاده ای بوده مدل 404S است که سال 1964 توسط مجله ی Parabrisas تست شد. 404S در واقع مدل اسپرت 404 بود که توسط مهندسانی به نام Pindur و Renaud که در تقویت موتور استاندارد نقش داشتند تکمیل شد. این دو مهندس با تغییراتی از جمله عوض کردن مانیفولدهای ورودی، استفاده از پیستونهای خاص، تقویت سر سیلندر، استفاده از میل سوپاپهای جدید و پمپ روغن جدید، به کار بردن فلایویل سبکتر (4.5 کیلو به جای 9.5 کیلو) و استفاده از دو کاربراتور Weber توانستند به رقم قابل توجه 115 اسب بخار در 6500 دور در دقیقه برسند که در مقایسه با مدلهای معمولی 404 چیزی حدود 50 اسب افزایش قدرت نشون میده که فوق العاده هستش.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 16:23
+7
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دستمال کاغذی گرد کردم گذاشتم تو بینیم مامان بزرگم میگه بینیت خون اومده؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ دیدم از دماغم داره هوا میاد. گفتم حتما پنچر شدم فعلا اینو رد کنم که بادم خالی نشه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 14:20
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ