یافتن پست: #دست

mahdi
mahdi
دستمال کاغذی گرد کردم گذاشتم تو بینیم مامان بزرگم میگه بینیت خون اومده؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ دیدم از دماغم داره هوا میاد. گفتم حتما پنچر شدم فعلا اینو رد کنم که بادم خالی نشه {-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 13:59
+3
ronak
ronak
بیست و چهارساعت از زندگی یک پسر!!!؟؟؟ ۸ صبح: تو رخت خواب….. ۹ صبح: یکم وول میخوره یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده…. ۱۰ صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه (الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!) ۱۱ صبح : از جا میپره سمت دستشویی………… .(اگه نه که باز خوابه) ۱۲ صبح یا ظهر: موبایلشو میبینه ۹۹ تا میس کال ۱۹۹ تا اس ام اس سرش گیج میره سونیا – رزا- سارا-بهناز -نازی-ژیلا- الناز- بیتا و………اقدس و شوکت هم آخریاشن اوه باز زنگ میخوره؟ سایلنت بهترین راه حله! میشه یه ساعت دیگه هم خوابید! ۱ ظهر: مامان اومد دم در باز خوابه؟ پسر گلم علی جان بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف می کنیا! خوشگلم مامانت قوربونه ابروهای ش[!]ت بره ….علی جاااااان عللللللللللللی (پتو رو میکشه)….ا…مامان!! بزار بخوابم پاشو دیگه پرتش میکنه ۲ ظهر:ماماااااااااااااان …..ناهار ۳ ظهر:مامااااان جورابام کو؟ ۴عصر: مامااااااااااان ….سوییچ؟؟ ۵ عصر: اولین اتو…(مسافرکشی صلواتی پسرا بیشتر برا ث
3 دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:59
+7
Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
آنجایی که بادها نمی وزند ، آدم ها دو دسته می شوند : آنهایی که بادبادکشان را جمع می کنند و آنهایی که می دوند تا بادبادک ها بالا بمانند ..
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:55
+1
mahdi
mahdi
استاد داره درس میده دستمو گرفتم بالا میگه سوال داری؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ لطفا یه خورده آروم تر صحبت کنید بغل دستیم خوابه بیچاره بیدار میشه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:11
gamer
gamer
یه روز یه مجلس عزا داری بوده بین ترک ها و لر ها شیخ می گه : برقها رو خاموش کنید می خوام ببرمتون کربلا وقتی برقها می یاد می بینن لر ها چمدون به دستن می پرسن پس [!]ا کجان؟ می گن اونا تو ترمینال منتظرن
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 11:55
gamer
gamer
اگه چشمات پرسيد بگو نديدمش * اگه گوشات پرسيد بگو نشنيدم * اگه دستات لرزيد بگو مال سرماست * اگه پاهات سست شد بگو مال ضعفه * اما اگه دلت ريخت بهم به خودت دروغ نگو
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 11:38
gamer
gamer
شب عشق است و هر کس دست یار خویش می بوسد،غریبم، بی کسم،من دست غم ،غم دست من بوسد،ولنتاین مبارک
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 11:33
gamer
gamer
غضنفر دستش قطع ميشه خيلي افسرده ميشه . يکي رو ميبينه دو تا دست نداره و داره قر ميده ! ميگه : عجب روحيه اي داري ؟! طرف ميگه: روحيه چيه پشتم مي خواره !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 11:31
رضا
رضا
نه به بهانه سالی نو, نه به رسم تکرار حرفی کهنه, جمله ای تکراری, که به رسم پیشکش, رسم عیدانه. رسم سوغاتی که مسافر به خانه می برد نوبرانه, تحفه شهر فرنگ, هدیه راه دور. به رسم مبهوت دستانی , که گرمای سرانگشتان نوازشگری را در این روزهای آخر زمستان کم می آورند. شاید اما زیباتر, به رسم شیوه چشمانی که رام نگاهی پر از بیم و امید می شوند. شاید اما عمیق تر, به رسم سکوت اشکی که وقفه های کوتاه میان حرفهای صادقانه را پر می کند. شاید اما خودمانی تر, به آن رسم دیرین که عزیز ترین واژه ها را به عزیزت هدیه می دهی: رسم من, رسم تو, رسم ما. نازنینم, به همان رسم آشنا: " سطر سطر این نوشته ها از آن تو و هدیه به تو."
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 11:09
gamer
gamer
پرسید : به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم به خاطر تو... گفتم به خاطر هیچ کس پرسید : پس به خاطر چی زنده هستی؟ با اینکه دلم می خواست داد بزنم به خاطر دل تو... گفتم بخاطر هیچ چیز پرسیدم : تو بخاطر چی زنده هستی؟ در حالیکه اشک توی چشماش جمع شده بود گفت: بخاطر کسی که بخاطر هیچ چیز زندست
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 02:38
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ