ali rad
صبر کن عشق تو تفسیر شود بعد برو ، یا دل از ماندن تو سیر شود بعد برو ، خواب دیدی که دل دست به دامان تو شد ، تو بمان خواب تو تعبیر شود بعد برو ، لحظه ای باد تو را خواند که با او بروی ، تو بمان تا به یقین دیر شود بعد برو ، صبر کن عشق زمینگیر شود بعد برو ، یا دل از دیده ی تو سیر شود بعد برو ، تو اگر کوچ کنی بغض خدا می شکند ، تو بمان گریه به زنجیر شود بعد برو .
sasan pool
ریاست دانشگاه آزاد اسلامی به فرهاد دانشجو رسید تهران- اعضای هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی شامگاه چهارشنبه در دومین نشست خود با اكثریت آرا فرهاد دانشجو را به عنوان رییس جدید این دانشگاه برای یك دوره چهارساله انتخابت كردند. به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا ، دومین جلسه هیات امنا دانشگاه آزاد اسلامی به ریاست اكبر [!] [!] و حضور كامران دانشجو وزیر علوم ، تحقیقات و فناوری، مرضیه وحید دستجردی، وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشكی ، محمد محمدیان رییس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، عبدالله جاسبی رییس وقت دانشگاه آزاد ، سید حسن [!] و حمید میرزاده از اعضای هیات موسس دانشگاه آزاد ، فرهاد دانشجو ، فریدون عزیزی و بهمن یزدی صمدی در محل دبیرخانه هیات امنای دانشگاه آزاد برگزار شد. محمدرضا مخبر دزفولی نیز به عنوان ناظر شورای عالی انقلاب فرهنگی در این جلسه حضور داشت. فرهاد دانشجو موفق به كسب 5 رای موافق از مجموع 9 رای اعضای هیات امنای دانشگاه آزاد شد . قطعی شدن ریاست فرهاد دانشجو بر دانشگاه آزاد اسلامی مستلزم تایید وی در شورای عالی انقلاب فرهنگی است. تنها دستور جلسه نشست
ebrahim
من در شهری زندگی می کنم که یکی از معروف ترین سمفونی های موزارت را روی دنده عقب وانت می گذارند! شهری که روانشناس هایش همه از همسرانشان طلاق گرفته اند! شهری که در جدول های روزنامه ها و مجله ها سوال این است : بی دینی 7حرفی( و جواب می شنود : سکولاری! ... شهری که می گویند مسلمان ساز و مسلمان دار است اما با هر نفس تهمت میزنند و غیبت می کنند و به قولی گوشت برادرمرده خود را با ولع می خورند . شهری که نظامی اش شهردار می شود ! مهندس برقش تاکسی دارد ! آدمها از دیدن پلیس می ترسند ! شهری که دل به دست آوردن سخت است و دل شکستن هنر می باشد ! شهری که زبانش "پارسی" است اما می گویند "فارسی" چون زبان عربها "پ" ندارد ! شهری که من دوست دارم هوای تو را داشته باشم ، و تو هوای من را ، اما نه به معنی حمایت! به این معنی که هیچ کدام نمی خواهیم در هوای خودمان نفس بکشیم . شهری که مرگ حق است و حق گرفتنی! شهری که برنده یعنی کسی که کمتر از بقیه می بازد ! شهری که کف اتوبانش دست انداز دارد ! شهری که همه فکر می کنند فقط خودشان می فهمند ! شهری که [!] آمریکا می گویند ولی آرزویشان این است که آمریکا را حداقل ی
رضا
عشق تو به تار و پود جانم بسته است بی روی تو درهای جهانم بسته است از دست تو خواهم که برآرم فریاد در پیش نگاه تو زبانم بسته است