یافتن پست: #رای

رضا
رضا
باشد تا دلت میخواهد بر این ذهن آشفته ی دور از تو قدم بزن تا میتوانی بر موجهای خروشان این قلب طوفان زده سرازیر شو دیگر توانی برای انکار نمانده دور، دور توست ....
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 18:51
+2
مهسا
مهسا
من هنوز بیاد دارم که برای داشتنت دلی را به دریا زدم که از آب واهمه داشت
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 18:42
+2
mitra
mitra
از غظنفر می پرسن ۱۲ فروردین چه روزیه ؟ میگه روزی که میریم برای ۱۳ بدر جا می گیریم ! {-18-}{-18-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 18:39
+5
sasan pool
sasan pool
عجب دنیایی با حالی شده یاد گرفتیم فقط به هم خیانت کنیم.من که خونه نشین شدم.مهم نیست میگذره.امیدوارم حداقل این جامعه اصلاح بشه.برای واژه ها حرمت قائل بشیم وقتی به هم میگیم دوست دارم تا ته خط بریم.{-13-}{-13-}{-13-}{-13-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 18:36
+4
فکل مکل
فکل مکل
با سلام خدمت همه دوستان!!!! گروه کل کل دختر پسرا افتتاح شد از همه دوستان برای عضویت در این گروه دعوت میشود!! باتشکر مدیریت گروه کل کل
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 18:23
+4
مهسا
مهسا
برای دوست داشتنت از من دلیل می خواهند ، نازنین... ! چشمانت را قرض می دهی... ؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 18:20
+2
مهسا
مهسا
آدمی نباش، که برای هوسها و خواسته هایت می دوی ولی برای اهدافت قدم ازقدم بر نمی داری
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 18:14
+2
sasan pool
sasan pool
نمي رنجم اگر باور نداري عشق نابم را که عاشق از عیار افتاده در این عصر عیاری صدایی از صدای عشق خوش تر نیست حافظ گفت اگر چه بر صدایش زخم ها زد تیغ تاتاری اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است اکسیر من نه اینکه مرا شعر تازه نیست من از تو می نویسم و این کیمیا کم است سرشارم از خیال و لی این کفاف نیست در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است تا این غزل شبیه غزل های من شود چیزی شبیه عطر حضور شما کم است گاهی تو را کنار خود احساس میکنم اما چقدر دلخوشی خواب ها کم است خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست آیا هنوز آمدنت را بهار کم است.{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 17:57
-1
zahra
zahra
تو تاکسی تنها نشستم میخوام کرایه حساب کنم طرف میگه 1 نفر؟! میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ 2 نفر حساب کن خورزوخان هم هست
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 17:06
+5
-1
rAmin
rAmin
شعر طنز شاعر زن میگه : به نام خدایی که زن آفرید حکیمانه امثال ِ من آفرید خدایی که اول تو را از گل و بعداً مرا از خشت آفرید! برای من انواع گیسو و موی برای تو قدری چمن آفرید! مرا شکل طاووس کرد و تو را شبیه بز و کرگدن آفرید! به نام خدایی که اعجاز کرد مرا مثل آهو ختن آفرید تو را روز اول به همراه من رها در بهشت عدن آفرید ولی بعداً آمد و از روی لطف مرا بی کس و بی وطن آفرید خدایی که زیر سبیل شما بلندگو به جای دهن آفرید! وزیر و وکیل و رئیس ات نمود مرا خانه داری خفن! آفرید برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب شراره، پری، نسترن آفرید برای من اما فقط یک نفر براد پیت من را حَسَنْ آفرید! برایم لباس عروسی کشید و عمری مرا در کفن آفرید پاسخ شاعر مرد: به ‌نام خداوند مردآفرین که بر حسن صنعش هزار آفرین خدایی که از گِل مرا خلق کرد چنین عاقل و بالغ و نازنین خدایی که مردی چو من آفرید و شد نام وی احسن‌الخالقین پس از آفرینش به من هدیه داد مکانی درون بهشت برین خدایی که از بس مرا خوب ساخت ندارم نیازی به لاک، همچنین رژ و ریمل و خط چشم و کرم ت{-20-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 15:42
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ