رضا
تو که قدر وفا مو ندونستی میشد یه رنگ بمونی نتونستی گمون نکن که تو دستات یه اسیرم دگه قبلم و از تو پس میگیرم
رضا
از وقتی رفتی هیچ کسی هم درد و هم رازم نشد هیچ کسی حتی یک دفعه هم غصهء سازم نشد رفتی ولی بدون هنوز عاشقتم تا پای جون دل بهاریم عاشقه چه تو بهار چه تو خزون
ali rad
زندگی گریه ی مختصریست... مثل یک فنجان چای... و کنارش عشق است... مثل یک حبه قند... زندگی را با عشق نوش جان باید کرد
Hossein Behzadi
به دوستم میگم من این درسو تاحالا سه بار برداشتم مپرسه افتاده بودی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ میرفتم سر جلسه میدیدم مراقب امتحان اسرائیلیه بخاطر دفاع از مظلومیت ملت فسطین انصراف میدادم
ali rad
وقتی قرار شد من بیقرار تو باشم و تو تنها قرار زندگیم باشی… از هر چه قرار است غیر تو باشد… خواهم گذشت
رضا تو دیگه چرا؟؟
1390/10/22 - 20:15چی چرا زهراجون؟
1390/10/22 - 20:15دم از عشقو بی وفایی میزنی؟؟؟
1390/10/22 - 20:17خب یه بلایی سرم آوردن که باید بگم
1390/10/22 - 20:18