سیاهه ای از آسمان
خوشبختی به کسانی روی می آورد که برای خوشبخت کردن دیگران می کوشند
saeed
در ظلمات مانده بودم
بوی تو پیچید در دلم
روشن شد همه جا
تو را دیدم
بوی تو رفت و رفت
محبوبه شب ام
کاش
در ظلمات مانده بودم
maryam
از تو متنفرم حتی اگر اندازه تمام ستاره های آسمان هم دوستم داشته باشی
برایت آرزوی مرگ نمیکنم چون باید بمانی و خوشبختی من و بد بختی خود را ببینی . . .
منتظر آن روز هستم
مانند روزی که رفتی و گفتی دیگر باز نمی گردی
payam65
شبی مست میگذشتم ز ویرانه ای..........تا بدیدم صحنه دیوانه ای
پدری کورو فلج...مادری مات و مبهوت همچون دیوانه ای
آنطرف تر دختری عشق کنان با بیگانه ای
بعد از آن شب توبه کردم تا مست نروم سوی هیچ ویرانه ای
تا نبیند چشم مستم دختری عصمت فروشد بهر نان خانه ای
Saman Mlh
دیشب یه پشه نیشم زد.
پاشدم دنبالش کردم
بالاخره گوشه اطاق خفتش کردم!
اومدم بکشمش!
یهوگفت: بابا!!
... راست میگفت: من باباش بودم!
آخه خون من تو رگاش بود!
تا صبح تو بغل هم گریه کردیم!

1390/12/24 - 18:32 ( لايک توسط 2 کاربر )