یافتن پست: #شب

ronak
ronak
در Romantic
شب یعنی یاد تو صبح یعنی دلتنگم برای تو ظهر یعنی انتظار تو عصر یعنی رویای دیدار تو و تو یعنی تمام لحظه های من
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:21
+5
gha3m
gha3m
اینو میبینید یاده چی میفتین هــــــــــــــــــــا
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:18
+4
عسل ایرانی
عسل ایرانی
تورو خداااااااااااااااااااااااااااا نگاه کنید... روده بر میشین از خنده...
10 دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 23:17
+3
-1
ronak
ronak
خانوم اين الاغه! گوشاش رو چيدن شبيه سگ شده...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 23:11
+3
-1
رضا
رضا
گفتی بمان می خواستم... اما نمی شد گفتی بخند بغز گلویم وا نمی شد گفتم که می ترسم من از سحر نگاهت گفتی نترس ای خوب من... اما نمی شد می خواستم ناگفته هایم را بگویم یا بغز می آمد سراغم... یا نمی شد. گفتی که تا فردا خدا حافظ ولی آه... آن شب نمی دانم چرا فردا نمی شد..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 20:44
+4
رضا
رضا
من بهارم تو زمين من زمينم تو درخت من درختم تو بهار ناز انگشتای بارون تو باغم می‎كنه ميون جنگلا تاقم می‎كنه تو بزرگي مث شب اگه مهتاب باشه يا نه تو بزرگي مث شب خود مهتابي تو اصلا، خود مهتابي تو تازه، وقتي بره مهتاب و هنوز شب تنها بايد راه دوري رو بره تا دم دروازه‎ي روزـ مث شب گود و بزرگي مث شب تازه، روزم كه بياد تو تميزي مث شبنم مث صبح تو مث مخمل ابري مث بوي علفي مث اون ململ مه نازكي: اون ململ مه كه رو عطر علفا، مثل بلاتكليفی هاج و واج مونده مردد ميون موندن و رفتن ميون مرگ و حيات مث برفايی تو تازه آبم كه بشن برفا و عريون بشه كوه مث اون قله‎ی مغرور بلندی كه به ابراي سياهي و به بادای بدی می‎خندی…
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 19:48
+5
gha3m
gha3m
بابا بخشید دیشب نفرینم کردی صبح که از خاب پا شدم اینقدر مریض بودم رفتم دکتر 3 تا آمپول خوردم (اصلا دخترا خیلی هم خوبن )@ronak
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 18:15
+6
ronak
ronak
اگه پسرا با جنبه بشن چی میشه؟؟؟؟؟ 1- بوی ترشی کشور رو بر می داشت (لذا مشکلات زیادی برای شهرداری پیش می یومد) 2- ازدواج برای دختران تبدیل به ارزو و رویای شبانه می شد 3- شوهر مثل قند و پنیر کوپنی می شد و صف های طولانی برای گرفتن آن به وجود می امد پس به این نتیجه می رسیم که: پسر ها همین طور بی جنبه باقی بمونن هم برای دخترا بهتره هم برای تمدن
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 13:27
+5
رضا
رضا
ای ستاره ها که بر فراز آسمان با نگاه خود اشاره گر نشسته اید ای ستاره ها که از ورای ابرها بــر جهان ما نظاره گر نشسته اید آری این منم که در دل سکوت شب نامه های عاشقانه پاره میکنم ای ستاره ها اگر بمن مدد کنید دامن از غمش پرازستاره میکنم ای ستاره ها چه شد که در نگاه من دیگر آن نشاط و نغمه و ترانه مرد؟ ای ستاره ها چه شد که بر لبان او آخرآن نوای گرم عاشقانه مرد؟ جام باده سرنگون و بسترم تهی سرنهاده ام به روی نامه های او سر نهاده ام که درمیان این سطور جستجو کـــنم نشـانی از وفـــــای او ای ستاره ها مگر شما هم آگهید از دورویی و جفای ســاکنان خاک کاین چنین به قلب آسمان نهان شدید ای ستاره ها،ستاره های خوب وپـــــا ک منکه پشت پا زدم به هرچه هست و نیست تا که کام او ز عشق خود روا کنم لعنت خــدا بمن اگر به جز جفا زین سپس به عاشقان با وفا کنـم ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 11:39
+2
ronak
ronak
shabe hamegi khosh
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 02:30
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ