یافتن پست: #شب

رضا
رضا
تویی که هر شب به “خواب”م می‌آیی! بخوابم، می‌آیی؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 19:15
+2
فکل مکل
فکل مکل
حیف که اینترنتم خرابه نمیتونم زیاد پست بذارم !!! فردا شب یک حالی از شما دخترا بگیرم!! حالا صبر کن!! بخدا نمیدونی دارم میترکم که نمیتونم پست بذارم!! فقط دعا کنید فردا ویندوزم رو عوض نکنم
6 دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 19:08
مهسا
مهسا
لحظه هارامیگذراندیم تابه خوشبختی برسیم غافل ازاینکه خوشبختی درآن لحظه هابودکه گذراندیم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 18:16
+2
sasan pool
sasan pool
سلام ای غروب غریبانه دل سلام ای طلوع سحرگاه رفتن سلام ای غم لحظه های جدایی خداحافظ ای شعر شبهای روشن خداحافظ ای شعر شبهای روشن خداحافظ ای قصه عاشقانه خداحافظ ای آبی روشن عشق خداحافظ ای عطر شعر شبانه خداحافظ ای همنشین همیشه خداحافظ ای داغ بر دل نشسته تو تنها نمی مانی ای مانده بی من تو را می سپارم به دلهای خسته تو را می سپارم به مینای مهتاب تو را می سپارم به دامان دریا اگر شب نشینم اگر شب شکسته تو را می سپارم به رویای فردا به شب می سپارم تو را تا نسوزد به دل می سپارم تو را تا نمیرد اگر چشمه واژه از غم نخشکد اگر روزگار این صدا را نگیرد خداحافظ ای برگ و بار دل من خداحافظ ای سایه سار همیشه اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم خداحافظ ای نوبهار همیشه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 18:09
+2
sasan pool
sasan pool
چو بغضی کهنه در غربت اسیرم چو آهی کز صدای خفته سیرم من اینجا مانده ام تنها خدایا همین روزاس که در غربت بمیرم ببین اینجا پرنده رو زمینه یه عمره خواب ِ پرواز و می بینه در اینجا پشت ِ هر آهوی معصوم ببین گرگی نشسته در کمینه!! در اینجا باید از خوبان جدا بود مث ِ شبنم غریوی بی صدا بود !! در اینجا زندگی تلخه خدایا چقد سخته غریبی آشنا بود !! در اینجا قلب صاف و صادقی نیست میان گریه هاشان هق هقی نیست ! در این دنیای تلخ بی مروت دریغا ای دریغا ، عاشقی نیست
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 18:02
+1
sasan pool
sasan pool
نمي رنجم اگر باور نداري عشق نابم را که عاشق از عیار افتاده در این عصر عیاری صدایی از صدای عشق خوش تر نیست حافظ گفت اگر چه بر صدایش زخم ها زد تیغ تاتاری اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است اکسیر من نه اینکه مرا شعر تازه نیست من از تو می نویسم و این کیمیا کم است سرشارم از خیال و لی این کفاف نیست در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است تا این غزل شبیه غزل های من شود چیزی شبیه عطر حضور شما کم است گاهی تو را کنار خود احساس میکنم اما چقدر دلخوشی خواب ها کم است خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست آیا هنوز آمدنت را بهار کم است.{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 17:57
-1
masoud
masoud
به غضنفر میگن چرا امشب اخبار اینقدر طولانی شده میگه فکر کنم قسمت آخرشه !
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 16:44
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
نصفه شب یکی از بالا درمون پرید تو حیاط داداشم گفت ساره دزده؟ پـَـــ نــه پـَـــ "زوروِ " داره از دسته گروهبان گارسیا در میره
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 16:17
+2
rAmin
rAmin
شعر طنز شاعر زن میگه : به نام خدایی که زن آفرید حکیمانه امثال ِ من آفرید خدایی که اول تو را از گل و بعداً مرا از خشت آفرید! برای من انواع گیسو و موی برای تو قدری چمن آفرید! مرا شکل طاووس کرد و تو را شبیه بز و کرگدن آفرید! به نام خدایی که اعجاز کرد مرا مثل آهو ختن آفرید تو را روز اول به همراه من رها در بهشت عدن آفرید ولی بعداً آمد و از روی لطف مرا بی کس و بی وطن آفرید خدایی که زیر سبیل شما بلندگو به جای دهن آفرید! وزیر و وکیل و رئیس ات نمود مرا خانه داری خفن! آفرید برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب شراره، پری، نسترن آفرید برای من اما فقط یک نفر براد پیت من را حَسَنْ آفرید! برایم لباس عروسی کشید و عمری مرا در کفن آفرید پاسخ شاعر مرد: به ‌نام خداوند مردآفرین که بر حسن صنعش هزار آفرین خدایی که از گِل مرا خلق کرد چنین عاقل و بالغ و نازنین خدایی که مردی چو من آفرید و شد نام وی احسن‌الخالقین پس از آفرینش به من هدیه داد مکانی درون بهشت برین خدایی که از بس مرا خوب ساخت ندارم نیازی به لاک، همچنین رژ و ریمل و خط چشم و کرم ت{-20-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 15:42
+3
ronak
ronak
بیشتر شبیه گلخونه متحرکه تا ماشین عروس...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 14:46
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ