یافتن پست: #شور

محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی

1- ديسکو ( نداريم)






2- کازينو ( نداريم)





3- بار( خاک بر دهانمون)





4- شهربازي ارم با 6 وسيله بازي (2تاش خرابه)





5- سينما (فقط قلاده هاي طلا و اخراجي هاي 37)





6- تعداد زيادي پارک شهري با پوشش گياهي حداقلي و حضور سبز نيروي عزيز انتظامي که حال و





هواي خاصي را به فضا منتقل مي کنند.





7- بولينگ 2عدد در کل کشور (عبدو و سرزمين عجايب) فقط مخصوص آقايان





8- کنسرت به قيمت پول خون انسان(که بر اساس ايين نامه ارشاد خواننده فقط حق دارد يک آهنگ





عاشقانه بخونه،يکي دوتا خوند تا الان کسي ازش خبر نداره!)





9- دهکده آبي پارس (به قيمت پول خون آدمي)





10- پارک آبي آزادگان با روزانه 17 کشته و زخمي





11 - دیدن توپ بازی استقلال و پرسپولیس بدون گل





12 - تله کابين و اسکي (که فقط در کل استان تهران 12 نفر استطاعت مالي استفاده از آنها را دارند.)





و آخرين و مهمترين تفريح،ديدن خانه و ماشين افراد ثروتمند (همون 12 نفري که ميرن اسکي) و





فحش دادن به آنها ...


دیدگاه  •   •   •  1393/06/27 - 21:14
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/27 - 12:21
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/26 - 13:17
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/23 - 21:44
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/22 - 21:34
+2
محمد
محمد
وقتی ميخواستم به دنیا بیام ، سه مدل زندگی رو بهم نشون دادن تا انتخاب کنم ...

زندگی اول با جورجیا بود ، توی یک پنتهاوس در سواحل کالیفرنیا ، یک باراباس با راننده شخصی ، مشاور رییس جمهور بودم ، اما سه سال بعد از ازدواج زنم سرطان ميگرفت و می مرد ، طاقتشو نداشتم ..


زندگی دوم با سامانتا بود ، ویلای شخصی توی پاریس ، مدیر شرکت هواپیماسازی بودم و کمترین تفریحم سفر آخر ماه به کشورهای دیگه ، با یک دختر ناز و دوست داشتنی که متاسفانه در شش سالگی توی یک تصادف از بین می رفت ، از حد توانم خارج بود ..


و این شد که زندگی سوم رو انتخاب کردم ، یک خونه اجاره ای در مرکز شهر ، کارمند دولت که بزرگترین تفریحم رفتن به پارک سر کوچه ست با دختر قشنگم ، توی این زندگی نه کسی تصادف می کنه ، نه مریض ميشه و نه می میره ، الان سه روزه زنم بخاطر نخريدن گردنبند مورد علاقه شما با من قهره ، اما من نه دلگیرم نه پشیمون ،
   
     آخه اون که نمیدونه ...
دیدگاه  •   •   •  1393/06/22 - 11:29
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بگیر بکپ توله سگ فردا کلاس داری.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
از 1 مهر هر شب در خانه های سراسر کشور
دیدگاه  •   •   •  1393/06/21 - 14:55
+4
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
پس از اَفرینش اَدم خدا گفت به او: نازنینم اَدم....
با تو رازی دارم
اندکی پیشتر اَی ...
اَدم اَرام و نجیب ، اَمد پیش !!
زیر چشمی به خدا می نگریست !!
محو لبخند غم آلود خدا
دلش انگار گریست .
نازنینم اَدم: ( قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید ) !!!
یاد من باش ... که بس تنهایم !!
بغض آدم ترکید، ... گونه هایش لرزید !!
به خدا گفت :
من به اندازه ی ...
من به اندازه ی گلهای بهشت .... نه
به اندازه عرش ... نه ... نه
من به اندازه ی تنهاییت ، ای هستی من
دوستدارت هستم !!
اَدم ،.. کوله اش را بر داشت
خسته و سخت قدم بر می داشت ...
راهی ظلمت پر شور زمین ...
زیر لبهای خدا باز شنید ،...
نازنینم اَدم ... نه به اندازه ی تنهایی من ...
نه به اندازه ی عرش... نه به اندازه ی گلهای بهشت !!!
که به اندازه یک دانه گندم ، تو فقط یادم باش !!!!
دیدگاه  •   •   •  1393/06/20 - 18:19
+5
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺍﺯ ﺳﻔﺮ ﺳﻪ ﺭﻭﺯﻩ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﺯ
ﮐﺸﻮﺭ :
ﻣــــﺎﯼ ﮔـــﺎﺩ !
ﻭﺍﺍﺍﯼ ﺧﻴﻠﯽ ﻫَـــﭙﻲ ﺍﻡ !
ﭼﻄﻮﺭﯼ ﻣﺎﯼ ﻓﺮﻧﺪِ ﻣﻦ ! ﮐﻠﯽ ﻣﻴﺴﺖ ﮐﺮﺩﻩ
ﺑﻮﺩﻡ ! ﺧﺪﺍﺭﻭ
ﺗﻨﮑﺲ،ﻫﻤﻪ
ﭼﯽ ﺍﻭﮐﻴﻪ !!
ﻭﺍﺍﺍﯼ ﺩَﺩﯼ ﻭ ﻣﺎﻣﯽ ﺭﻭ ﺑﺒﻴﻦ !
ﻭﺍﺍﺍﺍﻭﻭﻭﻭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﭼﻘﺪﺭ ﭼﻨﺞ ﺷﺪﻩ !
ﺁﺁﺁﺁﺥ ﮐﺒﺎﺏِ ﺍﻳﺮﻭﻭﻭﻧﯽ ﺑﺎ ﺗﻮﻣﻴﺘﻮ !
ﺳﺎﺭﯼ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺗﻮﻣﻴﺘﻮ ﭼﯽ ﻣﻴﮕﻴﻦ ؟ !
ﻭﺍﯼ ﺍﺻﻼ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻢ ﺍﺳﭙﯿﮏ ﮐﻨﻢ !!!!!!!!
ﺍﻳﻨﺎﺭﻭﺍﮔـﻪ ﺩﻳﺪﻳﻦ ، ﺑﺎ ﺗﺮﻳﻠﻰ ﺯﻳﺮﺷﻮﻥ ﻛﻨﻴﻥ
دیدگاه  •   •   •  1393/06/20 - 17:52
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/20 - 17:13
+4
صفحات: 3 4 5 6 7 پست بیشتر

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ