محمد
در نظربازی ما بیخبران حیرانند # من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی # عشق داند که در این دایره سرگردانند
جلوه گاه رخ او دیده من تنها نیست # ماه و خورشید همین آینه میگردانند
عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا # ما همه بنده و این قوم خداوندانند
مفلسانیم و هوای می و مطرب داریم # آه اگر خرقه پشمین به گرو نستانند
وصل خورشید به شبپره اعمی نرسد # که در آن آینه صاحب نظران حیرانند
لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ # عشقبازان چنین مستحق هجرانند
مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار # ور نه مستوری و مستی همه کس نتوانند
گر به نزهتگه ارواح برد بوی تو باد # عقل و جان گوهر هستی به نثار افشانند
زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه شد # دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند
گر شوند آگه از اندیشه ما مغبچگان # بعد از این خرقه صوفی به گرو نستانند
آخرین ویرایش توسط
Ghoghnus در [1391/01/17 - 17:47]
♥ نگار ♥
میدانم كه هرگز نقاش خوبی نخواهم شد
دیشب دلی كشیدم
شبیه نیمه ی سیبی
كه بخاطر لرزش دستانم
در زیر آواری از رنگ مدفون شد
امشب صدایت را میكشیم
سركش تر از باد
تازه فهمیدم كه چرا شبها بیخوابم
بالشم پر از صدای تو بود
صداییی شبیه خنده های وحشی طوفان
ولی امشب با قطره های رنگ
صدایت را
عشقت را
زنده به گور میكنم
حالا پرهای بالشم هر شب قو میشوند
از شور گریه هایم
payam65
آمد و قلب مرا دزدید و رفت
بی قراری های من را دید و رفت
او گمان می کرد من دیوانه ام
بر من و احساس من خندید و رفت
غنچه های عشق را از خاک جان
با تمام بی وفایی چید و رفت
دل به او بستم ولی افسوس،او
حال و روزم را کمی فهمید و رفت
باورم شد رفتنش اما عجیب
بعد از او ایمان من لرزید و رفت
خواستم برگردم و عاشق شوم
عشق هم دیگر زمن ترسید و رفت...
payam65
چه قدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی حس کنی هنوزم دوستش داری,چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر اوار غرورش همه وجودت له شده,چه قدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی
چه قدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوسش داری.
چقدر سخته گل ارزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت اروم زیر لب بگی :گل من باغچه نو مبارک.
reza
چه كسي ميگويد كه گراني اينجاست ؟ دوره ي ارزانيست ، چه شرافت ارزان ، تن عريان ارزان ، عشق ارزان و دروغ از همه چيز ارزانتر .
HADI
یه میل برام رسید ...سرشار از عاطفه!!
حکایت یه زوج خوشبخت،که به رغم ناسازگاری زمان باهم میسازن
ماجرای مرد۹۰ساله ای که با عشق ار همسر ۸۹ساله ی سرطانیش مراقبت میکنه..
درود بر عشق وتمام جلوه هاش.
d.m
تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره ازباغچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تودید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده ازدست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز....
سال هاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا
خانه کوچک ما
سیب نداشت...
آخرین ویرایش توسط
asemanabi در [1391/01/17 - 01:40]
اره دقیقآ
1391/01/17 - 18:59