یافتن پست: #لحظه

hamed noori
hamed noori
یه لحظه دقت کن سلسله مراتبه این قضیه رو:

پیرمرد به منشی اش گفت یک هفته بریم شمال!
منشی به شوهرش گفت یک هفته میرم ماموریت!
شوهره به دوس دخترش گفت یک هفته خونه خالیه!
دوس دخترش به شاگرد خصوصیش گفت یک هفته میره مرخصی!...
شاگرده به بابابزرگش گفت آقاجون یک هفته تعطیلم میشه بریم شمال???
پیرمرد زنگ زد قرارو با منشی کنسل کرد!!
:)))))
دیدگاه  •   •   •  1392/08/9 - 18:13
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥



شبی كه یارم آمد دلم به آسمان پرواز كرد


راز این شب ها را مهتاب برایم روشن كرد


قلب عاشقش سفره ای از نور بود


سوار بر نگاه دور یك دوست بود


هر لحظه در نگاه او آهی تازه می كشید


هر لحظه در دوری او قلبش دوچندان می تپید


تا به حالا خود را اسیر عشق ندیده بود


گویی كه شیرین او در نگاهش یك پدیده بود


اینجا در دنیایی دیگر مرام نامه ای در دل داشت!


حكایت از دردی كه همیشه بر سرش می پنداشت


دلش آرام می گرفت وقتی در خانه اش قدم می زد


در هر گزاره شاد می شد وقتی در كویش پرسه می زد


دیدگاه  •   •   •  1392/08/8 - 20:20
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دوســـــــت داشتن به حــــرف نیـســــت
به وقتــــیه که برات میذاره
به ارزشیه که برات قائل میشه
به دلگرمیه که بهت میده
اما وقتی طرفت همش نیست
وقتی تو توی لحظه لحظه زندگیت تنهایی
این دوست داشتن نیست
"دوست داشتن "
این نیست که
جا خالی هاشون رو با تو پر کنند
اینه که
بخاطر تــــــــــو ..
جا خالی کنــند...
دیدگاه  •   •   •  1392/08/8 - 19:24
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
در سالن شلوغ قدم میزد ، در نگاهش فریادها نهفته بود و هر لحظه آماده نبرد بود ، گاهی فکر خودکوشی به سرش میزد
.
.
.
.
.
کسی که در عروسی نوشابه برایش نمانده بود
دیدگاه  •   •   •  1392/08/7 - 18:39
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
آخرین ویرایش توسط ramin-rtbm در [1392/08/6 - 21:54]
دیدگاه  •   •   •  1392/08/6 - 21:48
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هر وقت بین دوتا انتخاب مردد بودی ؛
شیر یا خط بنداز !
مهم نیست شیر بیفته یا خط …
مهم اینه که اون لحظه ای که سکه داره رو هوا می چرخه ،
یه دفعه بفهمی :
دلت بیشتر میخواد شیر بیفته ، یا خط …
دیدگاه  •   •   •  1392/08/6 - 20:33
+3
saman
saman
دیدگاه  •   •   •  1392/08/4 - 17:27
+2
*elnaz* *
*elnaz* *
یک اتاق ، اندکی نور، سکوت
 من خدایی دارم که همین نزدیکی است
 در امتداد لحظه هایم
 هر روز….!

در سایه هایی قرمز شناور می شوم
 می خندم به عشق فنا شده ی زمینی مان
 قاه قاه……

معنی اشک ، کبودی و درد را می دانم
 بغض سنگین خاطره را از نزدیک لمس کرده ام
 من در این تاریکی، دوراز همه ، خدا را می خوانم
 خدا را که صدا می زنم ، همه ی ذره ها آرام می شوند
 یک اتاق ،اندکی نور….
من خدا را دارم!
دیدگاه  •   •   •  1392/08/3 - 18:58
+5
AmirAli
AmirAli
بارانی ازمحبت پیشکش تمام لحظه هایتان عید غدیر بر همه مبارک{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1392/08/1 - 21:43
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/30 - 17:53
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ