رضا
تو که قدر وفا مو ندونستی میشد یه رنگ بمونی نتونستی گمون نکن که تو دستات یه اسیرم دگه قبلم و از تو پس میگیرم
رضا
از وقتی رفتی هیچ کسی هم درد و هم رازم نشد هیچ کسی حتی یک دفعه هم غصهء سازم نشد رفتی ولی بدون هنوز عاشقتم تا پای جون دل بهاریم عاشقه چه تو بهار چه تو خزون
Hossein Behzadi
به دوستم میگم من این درسو تاحالا سه بار برداشتم مپرسه افتاده بودی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ میرفتم سر جلسه میدیدم مراقب امتحان اسرائیلیه بخاطر دفاع از مظلومیت ملت فسطین انصراف میدادم
Hossein Behzadi
از جماعت ما که به زبان قومیت های خود صحبت میکنیم به زبان پارسی می نویسیم به زبان انگلیسی طبابت می کنیم به زبان عربی عبادت می کنیم انتظاری بیش از این داشتن زیاد است . . .
رضا
اومدی بشکنی بشکن از من ساده چی مونده قبل تو هر کی بوده تمام تار و پود سوزونده همینی که باقی مونده واسه دلخوشی تو بشکن تیکه تیکه های مو بردن آخرین عشقم تو بکن
رضا تو دیگه چرا؟؟
1390/10/22 - 20:15چی چرا زهراجون؟
1390/10/22 - 20:15دم از عشقو بی وفایی میزنی؟؟؟
1390/10/22 - 20:17خب یه بلایی سرم آوردن که باید بگم
1390/10/22 - 20:18