یافتن پست: #می

amir taha
amir taha
یک دانشجوی عاشق سینه چاک دختر همکلاسیش بود بالاخره یک روزی به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و از دختره خواستگاری کرد . . . اما دختر خانوم داستان ما عصبانی شد و درخواست پسر رو رد کرد. بعدم پسر رو تهدید کرد که اگر دوباره براش مزاحمت ایجاد کنه، به حراست میگه روزها ازپی هم گذشت و دختره واسه امتحان از پسر داستان ما یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت " من هم تو رو دوست دارم، من رو ببخش اگر اون روز رنجوندمت "اگر منو بخشیدی بیا و باهام صحبت کن و دیگه ترکم نکن. . . ولی پسر دانشجو هیچوقت دیگه باهاش حرف نزد. . . چهار سال آزگار کذشت و هر دو فارغ التحصیل شدند. اما پسر دیگه طرف دختره نرفت.!! . . نتیجه اخلاقی این ماجرا. . . . . . . . . . . . . پسرهای دانشجو هیچوقت لای کتاب ها و جزوه هاشون رو باز نمیکنند.!!به بخت خود پشت نکنید و جواب بله رو همون اول بدید !!‬
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 21:16
+5
رضا
رضا
عشقی كه ترا نثار ره كردم در سینه دیگری نخواهی یافت زان بوسه كه بر لبانت افشاندم سوزنده تر آذری نخواهی یافت در جستجوی تو و نگاه تو دیگر ندود نگاه بی تابم اندیشه آن دو چشم رویایی هرگز نبرد ز دیدگان خوابم دیگر به هوای لحظه ای دیدار دنبال تو در بدر نمیگردم دنبال تو ای امید بی حاصل دیوانه و بی خبر نمی گردم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 20:55
+3
ebrahim
ebrahim
7 دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 20:51
+5
mina_z
mina_z
غضنفر رو براي اولين بار مي برند توي هلي کوپتر ، توي آسمان از سمت چپي اش مي پرسه : شما گرمتونه ؟ طرف مي گه : نه. از سمت راستي اش مي پرسه شما گرمتونه ؟ اون يکي هم مي گه نه. بعد غضنفر بلند مي گه : آقاي خلبان هيچ کس گرمش نيست. اون پنکه سقفي رو خاموشش کن{-18-}{-18-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 20:41
+2
-1
mohsen
mohsen
یه بار چهارتا لور سوار اسانسور میشن هر کاری میکنن اسانسور حرکت نمیکنه بعد یه اقایی با کیف سامسونت وکت وشلوار می اد اسانسور راه می افته میگن بعد با هم می گن به سلامتی اقای راننده صلوات
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 20:37
+3
رضا
رضا
باز هم قلبی به پایم اوفتاد باز هم چشمی به رویم خیره شد باز هم در گیر و دار یك نبرد عشق من بر قلب سردی چیره شد باز هم از چشمه لبهای من تشنه یی سیراب شد ‚ سیراب شد
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 20:35
+4
zahra
zahra
ميدونی چرا خانم ها کمتر فوتبال بازی می کنند؟ چون کمتر پيش مياد که يازده تا خانم راضی بشن همزمان يه جور لباس بپوشن {-59-}{-59-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 20:27
+5
رضا
رضا
روز اول پیش خود گفتم دگرش هرگز نخواهم دید روز دوم باز می گفتم لیك با اندوه و با تردید روز سوم هم گذشت اما برسر پیمان خود بودم ظلمت زندان مرا می كشت باز زندانبان خود بودم ....
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 20:23
+4
رضا
رضا
وقتی نیستی هر چی غصه است تو صدامه وقتی نیستی هر چی اشکه تو چشامه از وقتی رفتی دارم هر ثانیه از رفتنت میسوزم کاشکی بودی و میدیدی که چی آوردی به روزم حالا عکست تنها یادگار از تو خاطراتت تنها باقی مونده از تو وقتی نیستی یاد تو هر نفس آتیش میزنه به این وجود کاش از اول نمیدونستی من عاشق تو بودم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 20:19
+4
ܓ✿جُوجه فِنچِ مُتِفکِرܓ✿
ܓ✿جُوجه فِنچِ مُتِفکِرܓ✿
هعی روزگار !!! {-60-}... دیگه حتی ایرانسل هم اس ام اس هاش رو ازم دریغ میکنه .... {-15-}
3 دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 20:11
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ