یافتن پست: #نفهمی

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی یکی شکست عشقی میخوره همه میگن ناراحت نباش،اون لیاقت نداره تو براش اشک بریزی.ولی من هر کاری کردم اشک نریزم،اشکام بیشتر شد و کم نشد.میگفتن عشق یعنی صبوری.هر چی صبر کردم بیشتر شکستم.خورد شدم.هیچ کس ندید.نفهمید.اخرش برچسب هرزگی چسبوندن.این عشقه؟؟خدااااااااااا...
دیدگاه  •   •   •  1394/01/21 - 15:19
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خیلی دلم شکسته،واقعاً نیاز دارم بایکی حرف بزنم
نمیدونم حالم ازکجا داغونه،اما این قلبم بدجور شکسته
نفس میکشم ولی،زندگی نمیکنم ،دلمو شکست وقتی گفت
مث دوتا دوست باشیم ن عاشق،اخه عاشقا عذاب میکشن
نفهمید عذابه من دوری نبود،عذابه من حرفی بود ک شکست منو
دلم گرفته خیلی زیاد
دیدگاه  •   •   •  1394/01/21 - 14:56
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
امروز تنه یه پسره یه شلوار دیدم ، با هر فرمولی حساب کردم که ببینم این شلوارو چطوری پاش کرده نفهمیدم …
لامصب فک کنم با پاشنه کش پوشیده بود !
دیدگاه  •   •   •  1393/09/4 - 20:12
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در music
1 دیدگاه  •   •   •  1393/06/20 - 11:24
+5
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
این همه عاشق بودم تو نفهمیدی
با تو صادق بودی تو نفهمیدی
چرا نفهمید؟
دیدگاه  •   •   •  1393/06/18 - 21:48
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
انسان های بزرگ هیچگاه به کوچکی فردایشان نگاه بزرگ نمیکنند چون از بزرگی کوچک امروزشان فردایی کوچکتر از بزرگی دیروز خواهند ساخت..»
.
.
.
.
.
.
.
.
.
منم نفهمیدم! O:o
ولی خیلی با کلاس بود گفتم بزارم براﺗﻮﻥ.
دیدگاه  •   •   •  1393/06/18 - 15:45
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻞ ﺯﻧﺎﻥ ﺯﻣﺎﻧﯿﮑﻪ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻣﯿﺸﻦ ;
ﻣﺼﺮﯼ : ﻭﺍﯼ ﺍﯼ ﻣﺮﺩﻡ ، ﺍﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﻦ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ
ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ : so happy
ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ : woo0ow
ﻟﺒﻨﺎﻧﯽ : ﻭﺍﯼ ﺩﯾﻮﻧﻪ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺍﺱ ﺷﺎﺩﻡ
ﻭ ﺍﻣﺎﺍﺍﺍﺍ ﺯﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﺎ ﻫﺮ ﻗﻮﻣﯿﺘﯽ
ﺍﮔﺮ ﻋﻘﺪ ﮐﺮﺩ : ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻧﮕﯿﺪ ﮐﺴﯽ ﻧﻔﻬﻤﻪ ﻫﺎ
ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩ : ﮐﺴﯽ ﻧﻔﻬﻤﻪ ﻫﺎ
ﺑﺎﺭﺩﺍﺭ ﺷﺪ : ﮐﺴﯽ ﻧﻔﻬﻤﻪ ﻫﺎ
ﺭﻓﺖ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ : ﮐﺴﯽ ﻧﻔﻬﻤﻪ ﻫﺎ
ﻗﺒﻮﻝ ﺷﺪ : ﮐﺴﯽ ﻧﻔﻬﻤﻪ
ﺍﻓﺘﺎﺩ : ﮐﺴﯽ ﻧﻔﻬﻤﻪ
ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺑﺪ : ﮐﺴﯽ ﻧﻔﻬﻤﻪ
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺧﺮﯾﺪﻥ : ﮐﺴﯽ ﻧﻔﻬﻤﻪ
ﺧﻮﻧﻪ ﺧﺮﯾﺪﻥ : ﮐﺴﯽ ﻧﻔﻬﻤﻪ ﻫﺎ
ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺳﺮﺵ ﻫﻮﻭ ﺍﻭﺭﺩ : ﮐﺴﯽ ﻧﻔﻬﻤﻪ ﻫﺎ
ﻃﻼﻕ ﮔﺮﻓﺖ : ﮐﺴﯽ ﻧﻔﻬﻤﻪ
ﻭ ﺁﺧﺮﺷﻢ ﻣﯿﮕﻦ ﭼﺸﻤﻤﻮﻥ ﺯﺩﻥ
ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺑﺪﻭﻧﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻩ
ﺍﯾﻨﺎ ﭼﻄﻮﺭ ﭼﺶ ﺧﻮﺭﺩﻥ؟
ﺧﻮﺍﻫﺸﺄ ﮐﺴﯽ ﻧﻔﻬﻤﻪ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﭘﺴﺘﻮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ
ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺍﮔﻪ ﺧﻨﺪﻩ ﺕ ﮔﺮﻓﺖ ﺑﺨﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﮐﺴﯽ ﻧﻔﻬﻤﻪ ها:|
دیدگاه  •   •   •  1393/06/10 - 20:10
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
با بچه های فامیل دور مادر بزرگم جمع شده بودیم مادربزرگ داشت از قدیما میگفت، همینطوری که تعریف میکرد یه دفه زل زد تو چشم یکی از نوه هاش و پرسید: عزیزم مگه عقد کردین؟؟
با تعجب جواب داد نه!!
روشو برگردوند و اخمی کرد و زیر لب گفت: یاد اون زمون بخیر تا کسی خونه شوهر نمیرفت نه ابرو بر میداشت نه سرخاب سفیداب میکرد!!
سریع رفتم نشستم کنار همون کسی که ازش سوال کرده بود،،توی گوشش گفتم: تا نفهمیده پسری بلند شو برو گمشــــــو  عوضی ... :)):))
دیدگاه  •   •   •  1393/06/8 - 19:44
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
2 دیدگاه  •   •   •  1393/06/1 - 15:57
+9
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تا حالا دقت كردین آخرش نفهمیدم این



زنگ پرورشی برای چی بود ؟؟

همیشه هم میگفتن برای معلمتون مشكل پیش اومده ، گفته نمیاد
دیدگاه  •   •   •  1393/05/30 - 13:13
+3
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 پست بیشتر

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ