یافتن پست: #چشم

امیرحسین
امیرحسین
یکی از
مشکلات من در درس علوم اول دبستان این بود که فکر می کردم حس چشایی مربوط به چشمه،
حس بینایی مربوط به بینی!{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 19:09
+4
عسل ایرانی
عسل ایرانی
زن ......... جنس عجیبی ست! چشم هایش را که می بندی, دیدِ دلش بیشتر... دلش را که میشکنی, باران لطافت از چشم هایش سرازیر... انگار درست شده تا... ... روی عشق را کم کند!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 16:03
+7
zahra
zahra
وقتی دل ارزش خودش را از دست بدهد و چشمهایت دیگر اشکی برای ریختن نداشته باشد،
وقتی دیگر قدرت فریاد زدن را هم نداشته باشی،
وقتی دیگر هر چه دل تنگت خواسته باشد گفته باشی،
وقتی دیگر دفتر و قلم هم تنهایت گذاشته باشند،
وقتی از درون تمام وجودت یخ بزند،
وقتی چشم از دنیا ببندی و آرزوی مرگ بکنی،
وقتی احساس کنی تنهاترین هستی،
چشمهایت را ببند و از ته دل بخند که با هر لبخند روحی خاموش جان میگیرد و درخت پیر جوا
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 16:00
+5
مهسا
مهسا
بودن ها هم بودن های قدیم …!! نه اینترنت بود، نه تلفن ... فقط نگاه بود، روبرو، چشم در چشم … به همین خلوص، به همین کیفیت، به همین سادگـــــــــی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 15:57
+4
مهسا
مهسا
حالا ديگر نه از حادثه خبريست

نه از اعجاز آن چشم هاي آشنا

از دل تنگي كه بگذريم

تنهايي
تنها اتفاق اين روز هاي من است!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 15:53
+4
sasan pool
sasan pool
خفتند همرهان وشب تار مانده است
تنها غم من است که بیدار مانده است
زین همرهان نیمه ره خواب برده ام
یک مشت خاطرات دل ازار مانده است
دیگر مرا به شهر تماشا نمی برد
چشمم که در تراکم دیوار مانده است
حتی برای دیدن خویشم اجازه نیست
ایینه زیر لعنت اوار مانده است
پاس بهار وباغ گل افشان نداشتیم
بر ما هنوز سرزنش خار مانده است
پای سفر کجاست کزین دشت بگذرم
افسوس پای رفتنم از کار مانده است
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 15:37
+1
sasan pool
sasan pool
پیش فرض پاسخ : حالتو با شعر وصف کن

از دست‌هایمان بیرون رفته‌ایم
از چشم‌هایمان
و همه‌چیزِ این خاك را كاویده‌ایم:
ــ ما به‌همراهِ آب و باد و خاك و آتش
تبعیدِ‌ این سیاره شده‌ایم
و این‌جا
زیباترین جا
برای تنهایي‌ست.
كسی در من همه‌چیز را خواب می‌بیند.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 15:17
+1
sasan pool
sasan pool
وقتی چشمانم را روی هم می گذارم
خواب مرا نمی بَرد
تو را می آورد
از میان فرسنگ ها
فاصله
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 15:05
+1
sasan pool
sasan pool
آنقدر عاشقم که حتی/حاضرم تمومشم اینجا
تو برو خدا نگهدار /میسپارمت به رویا
فکر من نباش و بگذر/حالا چشم اون به را ه ته
میدونم مثل خود من /نگران لحظه هاته
{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 15:01
+1
hadith
hadith
می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم{-35-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 23:03
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ