یافتن پست: #کش

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تــو زنــدگــی هستــند کســانی کــه هیچــوقت ترکــت نمیـکننـد
ولــی بلــدند کــاری کنــند کــه خـــودت یــواش یــواش تـرکشــان کنــی !
دیدگاه  •   •   •  1392/03/6 - 10:29
+4
AmiR
AmiR
{-35-}{-35-}عشق لحظه ای...

سالها...

پنهانت کرده بودم

در سبزینه آن گیاهی که در

کالی احساسم روئیده بود

احساسم را کشتم

در هیاهوی نوبری بلوغ

و دچارت شدم در ناهوشیاری تنم

خواستنم ریشه در ابدیت داشت

سالها...

من ندانستم تو

عشق از " گلشن امروز " میخواهی

و بودن از " خوشه الان " میچینی...
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 18:08
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
نـــــه نـــــــــــام . . .!
نـــــه چــــــــهــــــره . . .!
نـــــه اثــــر انـــــگـــــشــــت . . .!
آدم ها را از طرز " آه " کشیدن ‌شان بشناسید...!
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 15:48
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
اینجا مسلمانان را زنده زنده می سوزانند!

سکوت مرگبار مجامع جهانی و کشورهای غربی موجب شده تا مسلمانان میانمار ضمن زندگی در بدترین وضعیت ممکن، قربانی نسل کشی و خشونت های قومی و مذهبی در این کشور شوند. در جریان دور جدید نسل کشی مسلمانان، 20 پسر بچه مسلمان از مدرسه ربوده و پس از قطعه قطعه شدن، اجسادشان به آتش کشیده شده است.
2 دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 11:20
+4
-1
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
خاکستر سیگارم را به تو ترجیح میدادم ....
چون او تنها حنجره ام را به آتش کشید و تو وجودم را
آخرین ویرایش توسط mamad-rize در [1392/03/5 - 10:50]
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 10:49
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یکی ازفانتزی هام اینه که توبیمارستان بشینم بعد یه پرستارازاتاق عمل بیادبهم بگه که:خانم دکترلطفا یه کاری بکنید مریض داره ازدست میره"...ومن دستکشمو دستم کنم ویه لبخندمرموز بزنم....بعد اون یکی پرستاره بیادوبگه"خانم دکترمابه شمانیاز داریم...خواهش میکنم عجله کنید"ومن اون یکی دستکشمو دستم کنم ویه لبخند مرموز بزنم بهش...خلاصه کل بیمارستان بریزه روسرم که خانم دکترواین حرفا....ومن یه لبخندمرموز بزنم وبگم:"خانم دکتردرطبقه ی بالاتشریف دارن"....ودسته طی امو بردارمو درافق محوشم.....خخخخخخخخخخ
2 دیدگاه  •   •   •  1392/03/4 - 20:41
+9
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
قوانین لیمن
دعا لاستیک یدک نیست که هرگاه مشکل داشتی از ان استفاده کنی بلکه فرمان است که راه به راه درست هدایت می کند.
می دونی چرا شیشیه جلوی ماشین انقدر بزرگه ولی آینه عقب انقدر کوچیکه؟ چون گذشته به اندازه آینده اهمیت نداره. بنابراین همیشه به جلو نگاه کن و ادامه بده.
دوستی مثل یک کتابه. چند ثانیه طول می کشه که آتیش بگیره ولی سالها طول می کشه تا نوشته بشه
تمام چیزها در زندگی موقتی هستند. اگر خوب پیش می ره ازش لذت ببر، برای همیشه دوام نخواهند داشت. اگر بد پیش می ره نگران نباش، برای همیشه دوام نخواهند داشت
دوستهای قدیمی طلا هستند! دوستان جدید الماس. اگر یک الماس به دست آوردی طلا را فراموش نکن چون برای نگه داشتن الماس همیشه به پایه طلا نیاز داری.
اغلب وقتی امیدت رو از دست می دی و فکر می کنی که این اخر خطه ، خدا از بالا بهت لبخند می زنه و میگه: آرام باش عزیزم ، این فقط یک پیچه نه پایان
وقتی خدا مشکلات تو رو حل می کنه تو به توانایی های او ایمان داری. وقتی خدا مشکلاتت رو حل نمی کنه او به توانایی های تو ایمان داره
شخص نابینایی از سنت آنتونی پرسید: ممکنه چیزی بدتر از از دست دادن بینایی باشه؟
دیدگاه  •   •   •  1392/03/4 - 20:38
+8
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
دوست را به محبتش نه به کلامش
عاشق را به صبرش نه به ادعایش

مال را به برکتش نه به مقدارش
خانه را به آرامشش نه به اندازه اش
دانشمند را به علمش نه به مدرکش
مدیر را به عملکردش نه به جایگاهش
نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتابهایش
شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش
دل را به پاکیش نه به صاحبش
سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش
دیدگاه  •   •   •  1392/03/4 - 20:08
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چقد خوبه که فک کردی میتونم فراموشت کنم و راحت تر تونستی بری...
خوشحالم که تا آخرین لحظه نفهمیدی چقد دوست دارم...
نمیدونم شایدم یه روزی بدونی...این که اون روز دیر شده باشه یا نشده باشه برام فرقی نمیکنه
چون نمیذارم باهام بمونی...
نه اینکه من بی رحم شده باشم...
میترسم دل پر خونم اذیتت کنه...
از خدا میخوام هیچوخ منو خاطراتمونو به یادت نندازه
میترسم
میترسم تو هم مثل من درد بکشی...
خدا دردای اون مال من لبخند و خودت دوباره به لباش برگردون...
دیدگاه  •   •   •  1392/03/4 - 20:00
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چند در کوی تو باخاک برابر باشم؟ / چند پامال جفای تو ستمگر باشم؟

چند پیش تو به قدر از همه کمتر باشم؟ / از تو چند ای بت بد کیش مکدر باشم؟

میروم تا بسجود بت دیگر باشم / باز اگر سجده کنم پیش تو کافر باشم

خود بگو کز تو کشم ناز و تغافل تا کی؟

طاقتم نیست از این بیش، تحمل تا کی؟
دیدگاه  •   •   •  1392/03/4 - 19:57
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ