یافتن پست: عشق

مهسا
مهسا
دیدگاه  •   •   •  1392/04/11 - 18:43
+4
مهسا
مهسا
آهااااااااااااااای لعنتی اگه میبینی‌ هنوز تنهام ، بخاطر عشق تو نیست !

من فقط میترسم ..

میترسم همه مثل تو باشن........
دیدگاه  •   •   •  1392/04/11 - 17:58
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻋﺸﻖ ﺍﮔﻪ ﻋﺸﻖ ﺑﺎﺷﻪ . . . ﭘﺴﻮﻭﺭﺩ کلوب ﻛﻪ ﺳﻬﻠﻪ
ﻗﺴﻤﺖِ ﻛِﺮِﻡ ﺩﺍﺭِ ﺑﻴﺴﻜﻮﺋﻴﺘﻤﻮ ، ﮔﻮﺟﻪ ﺳﺒﺰﺍﻣﻮ ﻭ ﺗﻪﺩﯾﮓ ﻣﺎﮐﺎﺭﻭﻧﯿﻤﻢ ﺑﻬﺶ ﻣﻴﺪﻡ :|
بعله فقط عشق عشق باشه
دیدگاه  •   •   •  1392/04/11 - 16:13
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اسپانیایی ها میگن :

عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلندتر است !

ایتالیایی ها میگن:

عشق یعنی ترس از دست دادن تو !

ایرانی ها میگن :

“عشق سوء تفاهمی است بین دو احمق که با یک ببخشید تمام میشود!!


فرهنگ ایرانی کشته منو..
دیدگاه  •   •   •  1392/04/11 - 16:09
+2
roya
roya
در CARLO
ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﺩِ ﺗﻠﺦِ ﻧﺎﻧﻮﺷﺘﻪ
ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﺷﻌﺮِ ﻧﺎﺏِ ﻧﺎﺳﺮﻭﺩﻩ
ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﺍﺷﮏِ ﺳﺮﺩِ ﯾﺘﯿﻤﺎﻥ
ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﻓﺼﻞِ ﺯﺭﺩِ ﻫﺮﺍﺳﺎﻥ
ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﺑﻐﺾِ ﺑﺪِ ﻭﺣﺸﯿﺎﻧﻪ
ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺗﺐِ ﺗﺮﺍﻧﻪ
ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺧﻮﺵِ ﺷﺎﻋﺮﺍﻧﻪ
ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻭ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﻪ
ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﻏﺮﻭﺏِ ﻏﻢ ﺍﻧﮕﯿﺰِ ﺑﺎﻭﺭ
ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﻋﺸﻖِ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻣﻬﺮِ ﻣﺎﺩﺭ
ﺗﻮ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻣﻨﯽ ﺗﺎ ﺧﺪﺍ ﻭ ﻧﻬﺎﯾﺖ
ﯾﮕﺎﻧﻪ ﯼ ﻣﻦ ﺗﺎ ﻃﻠﻮﻉِ ﺻﺒﺢِ ﻗﯿﺎﻣﺖ
دیدگاه  •   •   •  1392/04/11 - 12:42
+4
saman
saman
در CARLO
اون وقتـها که بــچـه بودیـم خــوب یـادتـه بـازیـهایی که با هم میکردیـم خوب یـادتـه
آن روزهامن بودم وتو،یه دوستی بچگونه شب و روز را به هم گذر کردیم خوب یادته
آره،عـزیزم روزهـام می گـذشت به یـادت تا که دوستیهامون رسید به عشق،یادتـه
ولی افسوس نبـود جـرات ابـراز عـشقـم نمی دونم شاید گریه و خنده هایم رایادته
کردم هـرآن کاری که برمـی آمد ز دستم به گمانم به نشانه ابرازعطش عشقم،یادته
گذشـت آن روزهـای خـوب یا بد شایـدم من که تابه ابد به یادمه،تو هم احتمالا یادته
نشـسته بـودم کـنـج خـانه،ویران وحیران مـادرم کـشیـد دسـتی برسـرم،گـفـت یادتـه
گفتمش مادرچه رابایدبه یادداشته باشم گـفـت:.............،دخـتـر هـمـسایه را یـادتـه
نبودی در آن لحظه، بنگری حال و روزم را ولـی احـتمالا قلـب و دل نـازکم را خوب یادته
آره، مادرم گـفت تـو رفـتی در پی زندگی من ماندم و یک عمر احساس مردگی،یادتـه
نمی دونم چگونه عمرم را بعدتو بسر کنم بگـو بـر من راه حـلی،ای بی وفـا،اگر دریـادته
نمیدونم شعرم منظورم را میرسونه یانه.ولی امیدوارم درکم کنید.شعر ساده و خودمونیه ولی از
ته قلبم دراومده.
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/04/11 - 12:20]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/11 - 12:20
+4
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
دختر ۵ ساله‌ای از برادرش پرسید :
معنی چیست ؟؟
برادرش جواب داد :
عشق یعنی تو هر روز شکلات من رو ،
از کوله پشتی مدرسه‌ام بر میداری ،
و من هر روز بازهم شکلاتم رو همونجا میگذارم.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/11 - 11:38
+6
saman
saman
در CARLO
در جلسه ی امتحان عشق

.من مانده ام و یک برگ سفید!!!

.یک دنیا حرف ناگفتنی

.و یک بغل تنهایی و دلتنگی..........

.درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود!!!

.در این سکوت بغض آلود

.قطره ی کوچکی هوس سرسره بازی می کند!!

.و برگه ی سفیدم.......

.عاشقانه قطره را به آغوش می کشد!!!

.عشق تو نوشتن نیست......

.در برگه ام کنار آن قطره...

.یک قلب کوچک می کشم{-41-}

.وقت تمام است!!!!!!

.برگه ها بالا{-22-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/11 - 11:35
+6
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
وقتی را به قصد رفتن بست , نگفتم : ” عزیزم این کار را نکن .”
نگفتم : ” برگرد و یکبار دیگر به من بده …”
وقتی پرسید دارم یا نه رویم را برگرداندم .
حالا او و من تمام چیزهایی را که نگفتم , می شنوم .
نگفتم : ” متآسفم , چون من هم مقصر بودم .”
نگفتم : ” اختلاف ها را کنار بگذاریم , چون تمام آنچه می خواهیم و و است .”
گفتم : ” اگر راهت را انتخاب کرده ای , من آن را نخواهم کرد .”
حالا او رفته و من تمام چیزهایی را که نگفتم می شنوم . او را در اغوش نگرفتم و اشکهایش را پاک نکردم .
نگفتم : ” اگر تو نباشی زندگی ام بی معنی خواهد بود .”
فکر میکردم از تمامی آن بازی ها خلاص خواهم شد .
اما حالا تنها کاری که میکنم گوش دادن به چیزهایی است که نگفتم .
نگفتم : ” بارانی ات را در آر … درست میکنم و با هم حرف میزنیم .”
نگفتم : ” جاده ی بیرون خانه طولانی و خلوت و بی انتهاست .”
گفتم : “ نگهدار , باشی , خدا به همراهت .”
” او رفت و مرا تنها گذاشت تا با تمام چیزهایی که نگفتم زندگی
دیدگاه  •   •   •  1392/04/11 - 11:34
+6
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
اشك ریختیم چه مغرورانه كردیم

چه مغرورانه كردیم چه مغرورانه از هم

بود و

هدیه شیطان را به هم كردیم

هدیه خداوند را از هم كردیم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/11 - 11:22
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ