تب عشق
دسته:فاقد دسته بندی
79 کاربر

2489 پست

       
اینجا مکانی برای دلنوشته هاست.....!!!
حرف دلت رو امروز بزن ! اگر امروز گفتی ... اسمش"حرف دل" است اگر نگفتی ... فردا می شود" درد " دلت !!!

امتیاز به گروه

[بروز رساني]

آخرين امتاز دهنده:


کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

تب عشق

گروه عمومی · فاقد دسته بندی· 79 کاربر · 2489 پست
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
به چه مي خندي !؟
به چه چيز!؟
به شكست دل من
يا به پيروزي خويش !؟
به چه مي خندي...!؟
به نگاهم كه چه مستانه تو را باور كرد!؟
يا به افسونگريه چشمانت
كه مرا سوخت و خاكستر كرد...!؟
به چه مي خندي !؟
به دل ساده ي من مي خندي
كه دگر تا به ابد نيز به فكر خود نيست !؟
يا به جفايت كه مرا زير غرورت له كرد !؟
به چه مي خندي !؟
به هم آغوشي من با غم ها
........يا به
خنده داراست.....بخند !!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 19:53
+7
مهسا
مهسا
از آدم هایی که

در پس نگاه سردشان

با لبخندی گرم

فریبت می دهند ،

دلم می گیرد....!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 19:51
+5
مهسا
مهسا
در آن هنگام که غروبه خورشید سرتاسر روز را گردافشانی میکند

دلی آرام میتپد که نکند روز به پایان برسد

وخبری از مسافرش نشود
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 19:45
+9
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
دل داده ام بر باد، بر هر چه باداباد
مجنون تر از لیلی، شیرین تر از فرهاد
ای عشق از آتش، اصل و نسب داری
از تیره دودی، از دودمـان بـاد
از آب طوفان شد، خاک از تو خاکستر
از بوی تو آتش، در جـان بـاد افتاد
هر قصر بی شیرین، چون بیستون ویران
هر کوه بی فرهاد، کاهی به دست باد
هفتاد پشت ما از نسل غم بودند
ارث پـدر ما را، انـدوه مـادرزاد
از خاک ما در بـاد، بوی تو می آید
تنها تو می مانی، ما می رویم از یاد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 19:43
+8
مهسا
مهسا
@asall مثل آن است که شاهرگ احساسم را زده باشی...

بند نمی آید...

دوست داشتن ات....
{-35-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 19:41
+10
مهسا
مهسا
@ronak تو.... بهترین اتفاق زندگی من خواهی بود

حتی اگر

هیچ وقت نیفتی...
{-35-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 19:38
+11
مهسا
مهسا
هــرچــه من "دل" مــــی دادم...

تـــو "دل" مـــی ب[!]...

"دل ها" خوب بــُر خورده بود ...

اگر...

زیر و رو نمــــی کشیدی ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 19:28
+8
مهسا
مهسا
خسته ام؛

خسته تر از آنی که خیانت کنم

...تنهایم؛

تنها تر از آنی که عاشق شوم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 19:24
+8
مهسا
مهسا
من بارانــــ مـی خـواهـم ...
کـودکــــ دستـانـــِـ کـوچکـــِـ خـود را بـالا بـرد و گفتــــ خـــدایـا بـارانـی بـفـرستـــــ ...
کـودکـانــــــ صبــر ِایـوبــــــ نـدارنـد کـه ...
خستـه شـد و دستـهایـشـــــ را پـاییـن انـداخـتـــــ
بـا گـریـه رو بـه آسمـان گفت :
دیگـــر بـارانـــــ نمـی خـواهـــم ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 19:21
+8
مهسا
مهسا
دیگر نه
آدم، آن آدم است
و نه حوا، آن حوا
من و تو زاده ی کدامین دو نخستینیم
که نه بوی آدمیت داریم و
نه هوس حوا. . . ؟!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 19:16
+7