اعترافای باحال
دسته:فاقد دسته بندی
86 کاربر

4317 پست

       
اعترافای باحالتونو بزارید تا همه با هم بخونیمشون...لایک یادت نره ها

امتیاز به گروه

[بروز رساني]

آخرين امتاز دهنده:


کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

اعترافای باحال

گروه عمومی · فاقد دسته بندی· 86 کاربر · 4317 پست
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥




شلوارتم رفیق .اونم از نوع بی کش که مجبورشی دو دستی منو بچسبی...:0




دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 12:25
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 12:23
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﯾﻪ ﭘﺎﮐﺖ ﺷﯿﺮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺗﻮﻟﯿﺪﺵ ﻣﺎﻟﻪ ﻓﺮﺩﺍست! ﺑﻪ ﻧﻈﺮﺗﻮﻥ ﺑﺨﻮﺭﻣﺶ ﯾﺎ ﺑﺬﺍﺭﻡ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺷﻪ؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 12:21
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻣﻨﻢ ﺑﯿﺎﻡ ؟!
_ ﻧﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﯾﻢ ﺑﺮﯾﻢ ﺁﻣﭙﻮﻝ ﺑﺰﻧﯿﻢ؟ !! |:
ﺁﺷﻐﺎﻝ ﺗﺮﯾﻦ ﻧﻮﺳﺘﺎﻟﮋﯼ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯽ .
چقد با این جمله فریبمون دادن<img src=(" title=":((" />(((((((
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 18:00
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
معادله
انسان = خوردن + خوابیدن + کارکردن + لذت بردن
خر = خوردن + خوابیدن
بنابراین :
انسان = خر + کارکردن + لذت بردن
بنابراین :
انسان – لذت بردن = خر + کارکردن
به معنای دیگر :
انسان بدون لذت بردن = خری که کار می کند
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:55
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ترسناک ترین جمله در زمان کودکی: وایسا برسیم خونه…

اصلا یه وضعی!!!! ینى تا برسیم خونه ١٠٠ بار آرزوى مرگ میكردیم !!!!

یه بار تو ماشین خودمو زدم به خواب ، وقتى رسیدیم خونه ، بابام یه طورى كه من بشنوم به مادرم گفت ، حیف كه خوابه وگرنه ادبش میكردم حالام عیب نداره فردا صبح كه بالاخره بیدار میشه!!!

نشون به این نشون كه فرداش تا ساعت ٥ عصر تو تخت غلت میزدم ینى من خوابم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:50
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من قبلاها به بدنم شامپو بدن خارجی میزدم ، اما از وقتی فهمیدم تو روز قیامت قراره بر علیه من شهادت بدن !
بهشون گریس هم نمیزنم ، آدم فروش های پس فطرت . . . !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:34
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تا حالا توجه کردین هیچ قنادی ای قند نمیفروشه،

هیچ عطاری ای هم عطر نمیفروشه.

قهوه خونه هام همه چی دارن جز قهوه!

جدا چرا؟ سواله
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:23
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی مامانم یه گلدون گرون قیمتو میشکنه :اشکال نداره پسرم حتما قضا بلا بوده فدای سرت.
وقتی من یه نمکدون میشکنم :خاک تو سرت بچه انقدر دستو پا چلوفتی به همون بابای خنگت رفتی!!!
فکو فامیلی داریم بخدا؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 15:57
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اعتراف میکنم که چند سال پیش بود
تو خیابون از دور یکی از دوستام دواران مدرسه رو از پشت دیدم
منم خواستم غافلگیرش کنم رفتم جلو
از پشت یه کشیده مکم خوابوندم در گوشش بعد تا خواست
روشو برگردونه چشماشو گرفتم!
منم گفتم اگه بدونی کیم؟؟؟
که یه لحظه فهمیدم اصلا صداش شبیه دوستم نیست!!
بعد که چشماشو ول کردم و روشو برگردوند..
دیگه خودتون بقیه شو تصور کنید!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 15:54
+1