باران می اید.....باران تمام می شود...اما هنوز من خیس ماندم....تو می ایی.تو می روی...اما هنوز من..من..لا به لای همیشه همین چند سطر پیدایت می کنم...غیب نمی گویم....همیشه قبل از اینکه دیده باشی عطر یاس را حس می کنم.......................................
ترانه هامو گوش بده وقتي كه بارون مي زنه // وقتي كه اشك آدما معني فرياد منه ترانه هامو گوش بده وقتي دلت پر از غمه // وقتي تو سُفرت شب و روز يه چيزي مثل نون كمه با من بخون از مادري كه توي درد هاش سوخته بود // از اون جووني كه واسه نون شبش كليش رو فروخته بود از پدري بخون كه صد هيچ باخته بود به سرنوشت // از بچه اي كه گشنه بود ولي مشق بابا نون داد مي نوشت
ياس اين زندگي نفس كش مي خواد // هر مشكلي طرفت مياد تو رو مي كشونه به سمت خودش // پاره نمي شي فقط كش مياي سه شدي جسم بيخودي // که دیگه الكي حرص نمي خوري مثل شلاقي كه تا ده تا بخوري دیگه بقيشو حس نمي كني هر كي پرسيد سلام چطوري ؟؟؟ // جواب يك كلام دكوري شكر يعني داغوني // ممكنه از زندگي هر آن ببري داري فرار مي كني از اونا كه تو رو زير ميز دور زدن با يه لبخند تلخ گفتي که اينم از اين ، اين نيز بگذرد پدرت قطعا مرده // واسه زخمات مرهم درده واسه اينكه جلوت سر بلند بشه // جلو أرباب سر خم كرده مادرت كه ماوراي با مرام // كه تنها رفيق ماجراست تو استرس آيندته // تا يه روزي دور از جون از پا درآد مشكل تو پوله كه چشمات به جاي اشك با خون ترن هرچند پولدارايي رو مي شناسم كه از من و تو داغون ترن همه درگيريم // همه از حقيقت ها در ميريم از قصه هامون فقط جوك ساختيم // مست كرديم و خنديديم خوب دنیا خوبه هم خشن // درد هر كي قدر جنبشه فقط اميدوارم كه تك به تك اينا رو هم جمع نشه چون كه وقتي نقطه ای رسيد // كه سرسخت و عقده اي بشي خشم توي شريانته // اون زمان وقت فريادته
همخوان (آمّين) اينقدر فرياد مي زنم تا گوش دنيا كر بشه // اينقدر مي گم كه شايد چشم خدا هم تر بشه اينقدر مي گم كه صدام برسه به كل زمين // دعا كنيم بارون بياد دعا كنيم آمّين
ياس صابخونه يه برگه از كيف // در اورد گفت ما رو خسته كردين بزنين به چاك // نذارين برگردم من با حكم جلب قطعي گفتيم حاجي مكه رفتي مرگ هر كي كه دوست داري شب عيدي نذار حيرون و در به در شيم ولی گفت دست من نيست مادر زار مي زد // اساس خونه رو بار مي زد صابخونه اي كه با حكم تخليه // هي خودش رو باد مي زد پدر خسته بود از اين شانس // سرشكسته و پريشان هر از گاهي بهم چشمك مي زد // كه بهم بگه نترس من اينجام درس و مشقي ، نه // جمع و تفرق ، نه ضرب و تقسیم ، نه // زنگ تفريح ، نه بن بست يه مغز تعطيل // تو فكر ترك تحصيل آدم همين وقت هاست كه مي تونه همه رو بشناسه // بشمار سه رفت اون كه همش مي گفتي جاش روي تخم چشماته رفاقت ها بوي خيانت مي دن //نه نگو توي قيافت ديدم يكي راست حسيني بهم بگه كه معني رفيق رو كيا فهميدن اي كاش كه بتونم دليل نامردي ها رو بدونم همين // تا دو نفر رو با هم آشنا كرديم تيم شدن كه بد منو بكوبن زمين قلبتو ، عشقتو ، حستو ، وقتتو هزينه كن كه آخرم بره با يكي ديگه تنهايي بشه نصيبمون ؟ زندگيت يه جزيره بود / قدم زدم در مسير تو / كه با لبخند بهم بگي همه اينا وظيفه بود ؟؟؟ يزيدتـــــــــو............