دلخور که باشی ،
خیلی راحت چمدونت رو می بندی و می ری ،
دلت رو تو دستت می گیری و می گذری .
دلتنگ که باشی ،
اگه همه ی دنیا هم جمع بشن و بهت بگن برو
بازم بهونه ای واسه ی موندن جور می کنی و می مونی .
اما امان از روزی که هم دلخور باشی و هم دلتنگ ...
امان از روزی که پُر از حرف نزده باشی و ناگفته هات بغض بشه تو گلوت ...
اون موقع ست که تو می مونی و یه حجم پُر از بلاتکلیفی و سردرگمی ...
ولی باید صبور بود
این سردرگمی ها هم می گذره
مگــــــــــــه نــــــــــــــه ؟؟؟
خدای من
نه دور كعبه است،
نه در كلیسا،
نه در معبد...
خدای من همین جاست،
كنار تمام دلواپسی هایم،
كنار تمام بغض هایم؛خنده هایم...
خدای من نمی ترساند مرا از آتش،
اما می ترساند مرا:
از شكستن دلی،
اشك آوردن به چشمی،
نا حق كردن حقی...
خدای من می بیند مرا هر جا كه باشم،
می فهمد مرا با هر زبانی كه سخن می گویم....
خدای من حواسش در همه احوال به من هست،
خدای من مرا از هیچ نمی ترساند،
جزء بی فكر سخن گفتن و رنجاندن دلی...
خدای من، خدای تمام مهربانیهاست.....
ســـلامـــتـــی عشقم که یروزی بهم میگفت بدون تو نمیتونم . . .
بابغض بهم میگفت بری میمیرم ..
ولی روزی رسید که به من میگفت شما؟ به جا نمیارم .. .
ســـلامـــتـــی خودم که پاش موندم . . .
میرفتم بیرون تا ببینمش ولی ازدورکه میدیدمش انگارخیلی حالش خوب بود همونی که بهم میگفت واست میمیرم حالا واسه [!] دیگه میمرد . .
اشکام سرازیر میشدو میگفتم:متاسفم!!!
ســـلامـــتـــی عشقم که میگفت وقتی میبینمت دلم میلرزه ازته دل دوست دارم حالا وقتی مارو میبینه روشو برمیگردونه و میگه حالم ازش بهم میخوره .. .
ســـلامـــتـــی خودم که به خاطرش از همه گذشتم دوره همرو خط کشیدم بعد فهمیدم خودم خط خورده عشقمم. . . .
ســـلامـــتـــی عشقم که بهم خیانت کردولی فکرکرد ما گاویم نمیفهمیم
ســـلامـــتـــی خودم که عشقمو باعشقش میدیدم بغضم میترکید میگفتم هی فلانی کاش میتونستم فقط اندازه چند ثانیه کوچیک جات باشم. . .
عشقم دیگه سلامتیامون تموم شد
ســـلامـــتـــی عشقت که جامو گرفت. . .
دختر :هه هه هه
پسر:چرامیخندی
دختر:به تومیخندم
پسر:یادته اون روزتوخونمون افتاده بودی به پام
التماس میکردی تا کاریت نکنم و به هیشکی نگم کاراتو؟بعد الان به من میخندی؟
دختر:هه هه هه من با حرفام خرت کردم،
پسر:من خام حرفات نشدم وقتی میتونستم آبروتوببرم
یاد ناموسم افتادم فکرکردم اگه یه روزی ناموسم تو این موقعیت گیرکنه چی میشه،
دلم سوخت باهات کاری نکردم
دختر:خفه شو اسکول،همش ادعایی،
مال این صحبتا نیستی،توبی عرضه ای
پسر:آره توراست میگی من بی عرضه ام،خدافظ
1سال بعد
دختربابغض؛سلام عزیزم
پسر:سلام گلم خوبی خوشحالم کردی بعد 1سال یادی ازما کردی
دختر:عزیزم خواهش میکنم منو ببخش من درحق تو خیلی بدی کردم
پسر:توکه کاری نکردی عزیزم چی شده؟
دختر:چندروز پیش گول حرفای یه پسرو خوردم رفتم خونشون و...بعدش عکس و...منو پخش کردن همه جا
پسر:جدی میگی؟
دختر:آره،الان تومحل همه مهر فاحشه روم گذاشتن
پسر:عزیزم توباید منو ببخشی
دختر:چرامگه چیکارکردی؟
پسر:وقتی پارسال بدون دلیل ازمن جداشدی وبه من گفتی بی عرضه،
من همون لحظه ازخدا خواستم یه با عرضه نصیبت کنه....
دختراااااا به اینجورپسرا که نمیخوان با ابروتون بازی کنن نگید بی عرضه
بگید مرررررررررررد