یافتن پست: #حس

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
زندگي زيباست نه در رؤيا ،بوسه زيباست نه براي هوس،پرنده زيباست نه براي قفس،دوست داشتن زيباست نه براي لمس كردن،براي حس كردن آري دوست داشتن زيباست،نه براي لمس كردن ،براي حس كردن
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 03:00
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
کیت بیدارن هنوز ؟ هرکی که تیک بزنه باهاش کار دارم :)
4 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 02:37
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
پس از مرگ ، بر گورم بيا ، مبادا از گورستان خاموش شهر وحشت كني ، آنجا در زير خاك قلبي آرام خفته است ، آنجا چشماني در انتظار تو بيهوده نهفته است ، آنجا اشك واحساس با هم آميخته است ، پس از مرگ من اگر كسي را ديدي كه شبيه من بود مرا به ياد بياور ، اگر شمعي را ديدي به ياد من باش ، اگر ترانه اي سرودي كه زيبا و غم انگيز بود به ياد من آن را زمزمه كن ، آري زيبايم پس از [!] گورم بيا ، و علفهاي هرز را از گورم دور كن ، خاك سرد گورم را بر سينه ات بفشار كه قلب من تپش قلب تو را احساس خواهد كرد .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 02:18
+1
mina_z
mina_z
پسره اومده خواستگاریم میگم من الان می خوام درس بخونم می گه یعنی چند سال دیگه می خوای ازدواج کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ 10 دقیقه صبر کنی این صفحه رو بخونم درسم تموم میشه
6 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 02:03
+5
mohammad
mohammad
یکی از دوستانم اومده بود خونمون ، تو اتاقم چشش خورد به گیتار .. گفت : ماله خودته ؟ گفتم : پــ نـــ پـــ ماله محسن یگانست اومده بود پیش من تمرین کنه یادش رفته ببره
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 00:51
+3
رضا
رضا
خداحافظ گل نازم،کاشکی مهربون نبودی میدونم سخته جدایی،آخه عادت کرده بودی بعد من خودم میدونم،..................
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 20:41
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
كاش بر ساحل رودی خاموش عطر مرموز گياهی بودم چو بر آنجا گذرت می افتاد بسراپای تو لب می سودم كاش چون نای شبان می خواندم بنوای دل ديوانه تو خفته بر هودج مواج نسيم می گذشتم ز در خانه تو ... كــاش چون ياد دل انگيز زنــی می خزيدم به دلـت پر تشويش نــاگهان چشــم ترا می ديدم خــيره بر جلوه زيبائی خويش كــاش در بســتر تنهائــی تو پيكرم شمع گنه می افروخت ريشــه زهــد تو و حسرت من زين گنه كاری شيرين می سوخت كاش از شاخه سرسبز حيات گــل انــدوه مــرا مــی چيــدی كاش در شعر من ای مايه عمر شعلــه راز مـــرا می ديــــدی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 20:27
رضا
رضا
عشق یعنی ذره ذره سوختن عشق یعنی همچو شمع افروختن عشق یعنی مبتلا گشتن به درد
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 17:55
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
پس از مرگ ، بر گورم بيا ، مبادا از گورستان خاموش شهر وحشت كني ، آنجا در زير خاك قلبي آرام خفته است ، آنجا چشماني در انتظار تو بيهوده نهفته است ، آنجا اشك واحساس با هم آميخته است ، پس از مرگ من اگر كسي را ديدي كه شبيه من بود مرا به ياد بياور ، اگر شمعي را ديدي به ياد من باش ، اگر ترانه اي سرودي كه زيبا و غم انگيز بود به ياد من آن را زمزمه كن ، آري زيبايم پس از [!] گورم بيا ، و علفهاي هرز را از گورم دور كن ، خاك سرد گورم را بر سينه ات بفشار كه قلب من تپش قلب تو را احساس خواهد كرد .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 17:15
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
اگه اهنگ سلن دیون گوش کنی ، برای تاینتانیکش چه حسی بهتون دوست می ده ؟
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 01:16

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ