تقدیم به قناری های لال ( ناشنوایان)
در زمـستانی چـنیـن، آغاز را گم کرده ام .
آ سمان تاریک و من پرواز را گم کرده ام
درکـویـری زرد وبـی بـاران بـدون پـنـجره
من صـدای رعـد با ران ساز را گم کرده ام
صد قـفس رو ئیـد بر با ل قـناری هـای لال
بـگـذراز من شـرجی آ واز را گـم کـرده ام
کرشدم از این سکوت وتیشه را دستم دهید
نـغـمه ی فـرهـاد کـوه انـدازرا گـم کـرده ام .
این چه بیداری است ما را برده تا شهر دروغ
با دو پـلک بـاز خـوابِ نـاز را گـم کـرده ام
می رسـد آوای تـا رِ خـسته ام تـا پُـشت بام ؟
یـا که من حتی نُت این سـاز را گم کرده ام !
اوووووووم خب علايق من زيادن شاسي بلندم داشته باشه:دي
1392/04/24 - 16:51نه ماشين بايد كمترازسانتافه نباشه:ايكن قلب
1392/04/24 - 17:00ال90 كه اصن دوست ندارمممممممممم پيشي بيامنوبخور
1392/04/24 - 17:08اونوكه باباي خودمم داره تكراريه
1392/04/24 - 17:14هورااااااااااا
1392/04/24 - 17:17