یافتن پست: #دست

مهسا
مهسا
هیچ چیزی بیشتر از امیدهای نیم بند و نصفه آینده آدم را خراب نمی کندسخت ترین کار در دنیا ترمیم اعتمادیه که از دست رفته ! اعتماد به عشقت ، اعتماد به نفست ، اعتماد به آینده ات
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 17:41
+5
fowkes
fowkes
بچه ها کسی میدونه guy fowkesکی بوده؟؟؟؟؟؟؟؟
10 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 17:22
+3
ronak
ronak
گفتند حکم؟
ورق دست گرفتیم و خندیدیم
قرار شد حکم دل باشد...تمام سر ها دست تو بود
روزگار دست از ما گرفت...دو به دو، دل دادیم
زندگی آس ِ مان را برید
دو به تک باختیم
بازی روبروی چشم های تو عاقبت ندارد.....!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:57
+5
مهسا
مهسا
دستانت را به من بده تا از روی آتش بگذریم....
آنان که سوختند همه تنها بودند....
"زرتشت"

...چهارشنبه سوری مبارک{-7-}{-45-}{-21-}{-2-}{-35-}
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:54
+7
mitra
mitra
بی حوصله ام !
دست خودم نیست ...
کمی دلتنگ فردایم !
فردایی که
تو می آیی ؛
... شاید
من نباشم ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:52
+4
ronak
ronak
دست هایم
این روزها بوی حافظ می دهند
تـفال که می زنم
کنعـانم
بدجـور
یوسفش را می خواهد ..
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:42
+5
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
خبر مرگ....


چه كسي خواهد ديد مردنم را بي تو؟

بي تو مردم،‌مردم!


گاه مي انديشم خبر مرگ مرا با تو چه كسي ميگويد؟


آن زمان كه خبر مرگ مرا مي شنوي

روي تو كاشكي مي ديدم!


شانه زدنت را بي قيد

و تكان دادن دستت كه مهم نيست زياد!

و تكان دادن سر را

كه عجيب! عاقبت مرد؟


افسوس...

كاشكي مي ديدم

من به خود مي گويم

چه كسي باور كرد جنگل جان مرا

آتش عشق تو خاكستر كرد!!!
حميد مصدق
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:00
+8
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛

فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛

فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه؛

فقر اینه که بچه ات تا حالا یک هتل ۵ ستاره رو تجربه نکرده باشه و تو هر سال محرم حسینیه راه بندازی؛

فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما ماجرای مبارزات بابک خرمدین رو ندونی؛
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 15:56
+3
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
سلامتیه اون پسری که . . .
۱۰ سالش بود باباش زد تو گوشش هیچی نگفت . . .
۲۰ سالش شد باباش زد تو گوشش هیچی نگفت . . .
۳۰ سالش شد باباش زد تو گوشش زد زیر گریه . . .
باباش گفت چرا گریه میکنی ؟
گفت : آخه اونوقتا دستت نمیلرزید . . .
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 15:45
+3
ronak
ronak
پای تو نشستم ببین که آخرش چی شد
آرزوهای قشنگم واسه تو سهم کی شد
دلموشکستی و رفتی پی کار خـودت
اینا تقصیر توئه اون دل ِ بیمار خودت
دل ِ بیمار خودت….

خیلی دلم ازت پره..بدجوری از تو دلخوره
یه روز تلافی میکنه دل از دل ِ تو میبـره
قلبـمو پس فرستادی خوب خودتو نشون دادی
من خودمم خسته شدم پاشو برو تـو آزادی

خیلی دلم ازت پره..بدجوری از تو دلخوره
یه روز تلافی میکنه دل از دل ِ تو میبـــره
قلبمو پس فرستادی خوب خودتو نشون دادی
من خودمم خسته شدم پاشو برو تــــو آزادی

میدونستم مزه ی عشقم دلتو میزنه
دل تو یه تیکه سنگه خب محاله بشکنه
تو رو دست کم گرفتــم که این شد آخرش
هنوزم خاطرت اینجاست بیابردار ببرش
بیا بردار ببرش….

خیلی دلم ازت پره..بدجوری از تو دلخوره
یه روز تلافی میکنه دل از دل ِ تو میـــبره
قلبمو پس فرستادی خوب خودتو نشون دادی
من خودمم خسته شدم پاشو برو تو آزادی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 15:31
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ