یافتن پست: #دست

ronak
ronak
وقتی چـــــــــــشم هایتـــ
روبروی قنوتــــــــ دست هایتـــــــــ
مــــــــتولد شد
مــــــــــــــرا هم با خود ببر

( دلم بـــرای آسمان و صاحبش تــنگــــــــ شده
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 12:52
+8
ronak
ronak
حیف نیست بهار

از سر اتفاق بغلتد در دستم

آن وقت تو نباشی؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 12:48
+6
t  @  r  @  n  e
t @ r @ n e
خیلی حس بدی به آدم دست میده,,,,,قبول دارین؟
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 12:44
+5
-2
آخرین ویرایش توسط hajivandian در [1390/12/27 - 10:16]
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 12:35
+4
ramin
ramin
دستانت را به من بده ، تا با هم از رو آتش بپریمم!

آنان که سوختنـد ، همه تنها بودند !

۴شنبـه سوری مبارک !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 12:16
+6
jamal
jamal
زود قضاوت نکن:
1- اینقدر تنگی که وقتی میکنم توت احساس میکنم داری پاره میشی. جون هرکی دوست داری پاره نشو که فقط تو یکی رو دارم جوراب عزیزم.{-32-}
2-دستانم رابر کمرت حلقه میزنم . لبانم را بر لبانت میگذارم . و از عصاره وجودت میمکم . و با تمام وجود فریاد میزنم : دوست دارم شیشه نوشابه.{-33-}
3-اول شلوارتو در میارم - بعد میکشمت جلو - بعد بوست میکنم-بعد پوشکتو عوض میکنم نی نی کوچولو ی من {-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 11:40
+5
sasan pool
sasan pool
گلپا

نشد
يک لحظه از يادت جدا دل
زهی دل آفرين دل مرهبا دل مرهبا دل
ز دستش يک دم آسايش ندارم
نميدانم چه بايد کرد با دل
هزاران بر منعش کردم از دل
مگر بر گشت از راه خطا دل

فريدون فرخزاد و سالی
حالا که پا بند تو هستم ميگريزی
پا بند لبخند تو هستم ميگريزی
با خنده هايت زندگی می آفرينی
تا ديدمت فهميدم اين را آخرينی
از بوسه پرهيزم نمودی
با غصه لبريزم نمودی
بارنه غم غرقم نموده عشقت حواسم را ربوده
ميگريزی ميگريزی ميگريزی ميگريزی
آرتوش

آسمان چشم او آينه کيست
آن که چون آينه با من روبرو بود
درد و نفرين بر سفر باد
سرنوشت اين جداي
دست او بود
آه
گريه مکن که سرنوشت
گر مرا از تو جدا کرد
عاقبت دل های ما
با غم هم اشنا کرد

ای دلت خورشيد خندان
سينهء تاريک من
سنگ قبر آرزو بود

سلطان قلبها از عهديه و عارف

يه شب يه روز يه ماه يه سال
يه عمره که ميگردم
چو کبوتره بی پر و بال
ميرم همه جا
يه روز ديدم گم شد جونم
دور افتادم از آشيونم
بی خونمنم سرگردونم
بی او به خدا

سلطان قلبم کجاي کجاي
رفتی که بر من به شادی گشاي
دروازه های بهشت طلاي
اما صد افسوس
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 11:27
+3
ramin
ramin
ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺯ ﻭ ﺳﺮﻣﺎ ﺩﺳﺘــﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﮔﯿﺮﺩ . ﺩﺭ ﺟﯿﺒــــﺖ ﺑـــﮕﺬﺍﺭﺷﺎﻥ ، ﺷﺎﯾﺪ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺗﻪ ﺟﯿﺒﺖ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ، ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 11:26
+4
ramin
ramin
کسى که کردارش او را به جایى نرساند ، افتخارات خاندانش او را به جایى نخواهد رسانید . . .
11 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 11:19
+6
Danial
Danial
فرق زمین خوردن دخترا و پسرا !!!
پسر در حال دویدن...
زااااارت (صدای زمین خوردن)

رفیق پسر: اوه اوه شاسکول چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو! (شپلخخخخخ "صدای پس گردنی";)
... ... یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!
یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ!
________________
دختر در حال راه رفتن...
دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)

رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای...
یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟
یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتونو بدین به من!
من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین !
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 10:45
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ