یافتن پست: #دست

Pedram
Pedram
دهه 50: خدایا کمک کن ؛ انقلاب پیروز بشه تا ما خوشبخت بشیم !
دهه 60: خدایا کمک کن ؛ جنگ تمووم بشه تا ما خوشبخت بشیم !
دهه 70: خدایا کمک کن ؛ کشور رو بازسازی کنیم تا ما خوشبخت بشیم !
دهه 80: خدایا کمک کن ؛ اصلاحات انجام بشه تا ما خوشبختم بشیم !
دهه 90: خدایا قربون دست ات ! هیچ کاری نکن فقط ، از این بدبخت تر نشیم !!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 14:06
+3
mitra
mitra
به خانه می رفت
با کیف
و با کلاهی که بر هوا بود
چیزی دزدیدی ؟
مادرش پرسید
دعوا کردی باز؟
پدرش گفت
و برادرش کیفش را زیر و رو می کرد
به دنبال آن چیز
که در دل پنهان کرده بود
تنها مادربزرگش دید
گل سرخی را در دست فشرده کتاب هندسه اش
و خندیده بود
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 14:00
+5
ronak
ronak
گيــــــــرم که بے خيـــــــال خيـــــــالتـــــــــــ شوم
بـــــــــا عطـــــــر دستــــــــــانے که در گيسوانـــــــــم جـــــــا گذاشتــــــــه اے
چـــــــــه کنم ...؟!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 13:48
+6
ronak
ronak
"دل به دلم " ندادی ...
"دست در دستم "هم نگذاشتی ...
" پا به پا "با من نیامدی ...
تو را به خدا برو ..
"سر به سرم " نگذار ...
قولش را به بیابان داده ام ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 13:42
+5
ebrahim
ebrahim
اين دبستانى هايى كه تو هفته دو روز تعطيلن،
اگه پسفردا بيان زِر زِر كنن كه ما نسل سوخته ايم و اينا،

جورى با پشت دست بزنید تو دهنشون كه دیگه نتونند بلند بشن ...!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 13:33
+6
sasan pool
sasan pool
چه بی تابانه می خواهمت ...
دست در کوچه و بستر
حضور مانوس دست تو را می جوید.
احمد شاملو
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 12:43
+4
sasan pool
sasan pool
من غــــــرورم را به راحتــــــی به دست نیــــــاوردم
کــــــه هر وقت دلـــت خواست خـــــردش کنی ... !
غـــــــرور من اگر بشکـنـــــــد
با تـــکـــــه هـــایـــــش
شاهـــــــرگ زنــــدگـــــی تـــــو را نیز خواهـــــم زد‬
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 12:36
+4
Saman Mlh
Saman Mlh
پدر یعنی تپش در قلب خانه, پدر یعنی تسلط بر زمانه. پدر احساس خوب تكيه بر كوه

پدر یعنی یک دنیا صداقت,پدر یعنی دریای بیکران سخاوت,پدر یعنی چتری برای

بالای سر.پدر یعنی دستان گرم.پدر یعنی تکیه گاه,پدر یعنی كوه استقامت

پدر يعني تسلا وقت اندوه.پدر یعنی معرفت ,عظمت ,محبت

یعنی هر چه سخت باشه روزات, من هستمُ خیالت تخت

به سلامتیشون
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 10:59
+5
OMiD
OMiD
عنايت قرار مي دادم.
رسيدم نزديكش كه بهم گفت: ميخواستم يه كار كوچيكي برام انجام بديد. من كه حسابي جا خورده بود گفتم خواهش مي كنم در خدمتم.

سوار شديم رفتيم به سمت خونه ش. تو راه هي با خودم مي گفتم با قيافه اي كه اين خانم داره هيچي بهم نده حداقل شصت، هفتاد تومن رو بهم ميده! آخ جون عجب نوني امروز گيرم اومد. ديدي گفتم امروز كارم مي گيره؟ حالت جا اومد داداش؟! (مكالمت دروني ايشان است اينها!)

وقتي رسيديم خونه بهم گفت آقا يه چند لحظه منتظر بمونيد لطفا.
بعد با صداي بلند بچه هاشو صدا كرد: رامتين! پسرم! عسل! دختر عزيزم!
بيايد بچه ها كارتون دارم!
پيش خودم مي گفتم با بچه هاش چي كار دار ديگه؟ البته از حق نگذريم بچه هاش هم مودب بودن هم هلو!!

بچه هاش كه اومدن با دست به من اشاره كرد و به بچه هاش گفت: بچه هاي گلم اين آقا رو مي بينيد؟ ببينيد چه وضعي داره! دوست داريد مثل اين آقا باشيد؟ شما هم اگر درس نخونيد اينطوري مي شيدا! فهميديد؟! آفرين بچه هاي گلم حالا بريد سر درستون!

بچه هاش هم يه نگاه عاقل اندر احمقي! به من انداختن و گفتن چشم مامي جون! و بعد رفتند.

بعد زنه بهم گفت آقا خيلي ممنون لطف كرديد!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 09:08
+2
ramin
ramin
اگه بچه ها لیوان بشکنن : ای دست و پا چلفتی ...
-اگه مامانه بشکنتش : قضا بلا بود
-اگه باباهه بشکنتش : این لیوان اینجا چیکار میکنه...!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 00:48
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ