♥ نگار ♥
ﻣﻦ ﺍﮔﻪ میتونستم ﯾﻪ ﻣﯿﻮﻩ اختراع میکردم ﮐﻪ ﭘﻮﺳﺘﺶ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻧﺎﺭﻧﮕﯽ ﮐﻨﺪﻩ میشد ﻭ ﺗﻮﺵ ﻫﻢ ﺳﯿﺐ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﺳﺮﺥ ﮐﺮﺩﻩ ﻣﺜﻞ ﺍﻧﺎﺭ ﺑﺎ ﻧﻈﻢ ﻭ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﯾﮏ ﺟﺎ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ
♥ نگار ♥
یه بارم تو گوگل سرچ کردم زندگینامه شیخ بهایی
گوگلم برداشت گفت باز بابات کنارت نشسته
بچه ها دیگه با گوگل حرف نزنین اعصاب مصاب نداره
♥ نگار ♥
تو اتوبوس نشسته بودم پیرزنه ازم پرسید:
کجا درس میخونی؟
گفتم گرگان مادرجون
گفت: کرمان؟
گفتم: نه گرگان
گفت: کجای کرمان
گفتم: نه گرگان
گفت: گفتی کجای کرمان؟
دیدم زشته تو اتوبوس صدامو ببرم بالا گفتم: آره کرمان
گفت: پس گوه میخوری هی میگی گرگان
ینی مسافرا صندلیارو گاز میگرفتن از خنده (:
♥ نگار ♥
ﺗﻮ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺭﻓﺘﻢ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ
.
.
.
.
ﺍﻟﮑﯽ ﻣﺜﻼ ﻣﻦ ﺳﻮﺍﺭ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺷﺪﻡ !!
ﺑﮕﺬﺭﯾﻢ ...
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮐﻪ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ
ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺳﺮ ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﻧﺸﺴﺘﻪ
ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ : ﭼﺮﺍ ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﻧﺸﺴﺘﯽ ؟؟
ﮔﻔﺖ : ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﺪﯼ !!!.. o_O
ﭼﻦ ﺭﻭﺯﻩ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺷﺎﻣﭙﻮ ﺑﺎ ﻧﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺭﻡ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﻤﯿﺮﻡ
ﻧﺒﯿﻨﻢ ﺍﯾﻨﻢ ﺟﺰ ﻫﻔﺘﺎﺩ میلیون ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﻪ
♥ نگار ♥
مورد داشتیم از بیکاری نشسته عضو جدید ساخته واسه سایت
یعنی چی آخه مسخره ها
♥ نگار ♥
امروز گوشی دختره رو تو خیابون ازش دزدیدن نشسته بود رو زمین خودشو میزد به زمین و زمان بدو بیراه میگفت
داد میزد
وایییییییی لاینم
واییییییی وایبرم
واییییییی واتس آپم
وایییییی 100 تا داداشام
واییییی 1356 تاعشقام
خدااااا بدبخت شدم از بین رفتم
پو ازگشنگی میمیره
بهش گفتم:خانوم محترم بلندشو این کارا چیه؟
برگشته میگه تورو خدا همینجوری ازم یه عکس بگیر بزار تو لاین بگو ساناز برمیگردههههههههههه
خدایا آب دستته بزار زمین بیا اینو شفا بده
.......بدجور تو اولویته والا :-