یافتن پست: #باران

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بیایید پارسی وار * زنها * را پاس بدارید ..
این بار اگر زن زیبا رویی را دیدید ..
هوس را زنده به گور كنید ..
و خدا را شكر كنید برای خلق این زیبایی
زیر باران اگر دختری را سوار كردید ..
... ... جای شماره به او امنیت بدهید ..
او را به مقصد مورد نظرش برسانید
..نه به مقصد مورد نظرتان .
هنگام ورود به هر مكانی ..
... با لبخند بگویید: اول شما .
در تاكسی خودتان را به در بچسبانید نه به او ..
بگذارید زن ایرانی وقتی مرد ایرانی را در كوچه خلوت می بیند
احساس امنیت كند نه ترس ..
بیاییدفارغ از جنسیت .. كمی مرد باشیم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/11 - 19:43
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
به خاطر قلبی که زیر پای کسانی که دوستشان داشتیم له شد!
به خاطر چشمانی که همیشه بارانی ماندند!
"یک دقیقه سکوت"
به احترام کسانی که شادی خود را با ناراحت کردنمان به دست آوردند!
به خاطر صداقت که این روزها وجودی فراموش شده است!
به خاطر محبت که بیشتر از همه مورد خیانت واقع گردید!
"یک دقیقه سکوت"
به خاطر حرف های نا گفته!
برای احساسی که همواره نادیده گرفته می شد...!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/11 - 19:15
+5
saman
saman
باران باش و ببار و نپرس پياله هاي خالي از آن کيست !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/11 - 13:12
+3
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
وقتی را به قصد رفتن بست , نگفتم : ” عزیزم این کار را نکن .”
نگفتم : ” برگرد و یکبار دیگر به من بده …”
وقتی پرسید دارم یا نه رویم را برگرداندم .
حالا او و من تمام چیزهایی را که نگفتم , می شنوم .
نگفتم : ” متآسفم , چون من هم مقصر بودم .”
نگفتم : ” اختلاف ها را کنار بگذاریم , چون تمام آنچه می خواهیم و و است .”
گفتم : ” اگر راهت را انتخاب کرده ای , من آن را نخواهم کرد .”
حالا او رفته و من تمام چیزهایی را که نگفتم می شنوم . او را در اغوش نگرفتم و اشکهایش را پاک نکردم .
نگفتم : ” اگر تو نباشی زندگی ام بی معنی خواهد بود .”
فکر میکردم از تمامی آن بازی ها خلاص خواهم شد .
اما حالا تنها کاری که میکنم گوش دادن به چیزهایی است که نگفتم .
نگفتم : ” بارانی ات را در آر … درست میکنم و با هم حرف میزنیم .”
نگفتم : ” جاده ی بیرون خانه طولانی و خلوت و بی انتهاست .”
گفتم : “ نگهدار , باشی , خدا به همراهت .”
” او رفت و مرا تنها گذاشت تا با تمام چیزهایی که نگفتم زندگی
دیدگاه  •   •   •  1392/04/11 - 11:34
+6
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
نیا ...
زمین جای نیست...
من از زمینم....خوب میدانم...
که در عقد زنبور است و اما....
یک طرف خال لب پروانه را هم میدارد...
من از جنس زمینم....خوب میدانم...
که اینجا بازار استــــ...
و دیدم را...
در بسته های زرد و کوچک میدادند...
نیا ....
ــــ.... :(
دیدگاه  •   •   •  1392/04/11 - 11:17
+6
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
دلم یك كوچه می خواهد
....
نم نم .....
و یك .....
كه كمی با هم برویم ....
.....
دیدگاه  •   •   •  1392/04/10 - 21:38
+8
مهسا
مهسا
این روزها..............................
آب وهوای آنقدر ست...
که رخت های را......................
فرصتی برای...............................................
شدن نیست.....
دیدگاه  •   •   •  1392/04/10 - 20:37
+3
saman
saman
صدای شکستن فلبم را نشنیدی چون غرورت بیداد میکرد

اشک هایم را ندیدی ، چون محو تماشای باران بودی

ولی امیدوارم آنقدر در آینه مجذوب نشده باشی که حداقل

زشتی دیو خود خواهیت را ببینی

باشد که با دیگران چنان نکنی که با من کردی
دیدگاه  •   •   •  1392/04/10 - 17:44
+2
مهسا
مهسا
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 16:12
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
مهربانی تا به کی؟
بگذار سخت باشم و سرد..
باران که بارید چتر بگیرم و چکمه..
خورشید که تابید پنجره ببندم و تاریک..
اشک که آمد دستمالی بردارم و خشک...
او که رفت نیشخندی بزنم و سکوت
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 12:03
+9

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ